الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

373

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

مىگفت : كدام يك از شما در فروختن آنها مرا كمك مىكنيد ( شايد مرادش اين بود كه كداميك مىخريد ؟ ) و از بهاى آنها براى خود غذا تهيه مىكرد كه يك عدد نان جو بود . در مورد حضرت عيسى بن مريم ( عليه السلام ) مىفرمايد : سنگ را پشتى خود قرار داده و لباس خشن مىپوشيد و طعام سفت مىخورد و خورش او گرسنگى بود « 1 » و چراغ او در شب روشنائى ماه بود و سايه‌بان او در زمستان مشرق و مغربها زمين بود ، يعنى جائى بود كه آفتاب مىتابيد و خانه‌اى براى سكونت نداشت ( ممكن است مراد از مشرق صبح و مغرب عصر باشد چنان كه مرحوم خوئى ذكر كرده است ) و ميوه و سبزى خوشبوى او گياهى بود ، كه زمين براى چهارپايان مىروياند ، نه زنى داشت كه او را به فتنه و تباهكارى افكند و نه فرزندى كه او را اندوهگين سازد و نه دارائى كه او را از توجه به خدا بازدارد و نه ( به دنيا و اهل آن ) طمعى كه او را خوار كند ، مركب او دوپا بود ( پياده را مىرفت ) و خدمتكار او دو دستش ( هر كارى را خود انجام مىداد ) . در مورد پيامبر خاتم نبى اكرم ( صلى الله عليه و آله ) نيز مىفرمايد : « لقمه دنيا را به اطراف دندان مىخورد نه به پرى دهان » يعنى در دنيا زيادتر از آنچه را كه ناچار به استفاده بود ، فرانمىگرفت ، و يا مراد از به اطراف دندان خوردن ، اين است كه غذاى سخت و خشك مثل نان خشك مىخورد ، كه با دندانهاى محكم آسيا جويده و خُرد مىشود

--> ( 1 ) . مرحوم خوئى در مراد از اين كه خورشت او گرسنگى بود ، دو احتمال از مرحوم علامه مجلسى و دو احتمال از خودشان ذكر مىكنند . اما دو احتمال مرحوم مجلسى 1 - انسان محتاج به خورشت است زيرا نفس انسانى برايش مشكل است نان خشك و خالى خورد ، پس با گرسنگى شديد از نان لذت مىبرد و چيز ديگرى نمىخواهد پس گرسنگى گويا به منزله خورشت مىشود . 2 - يا آن كه نان را در موقع گرسنگى اگر خورد گويا گرسنگى با آن ، مثل خورشت مخلوط مىشود . اما دو احتمال مرحوم خوئى : 1 - از گرسنگى لذت مىبرد چنان كه از خورشت و غذا لذت مىبرد . 2 - گرسنگى بدل از خورشت است ، پس لفظ جوع به معنى گرسنگى براى خورشت استعاره گرفته شده آن هم استعاره اسم ضد براى ضد . .