الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

374

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

نه چيزهاى نرم كه با تمام دهان خورده مىشود و دنيا را به گوشه چشم نمىنگريست ( مثل آدمهائى كه حسرت آن دارند و دل به آن بسته‌اند ) ، از جهت بدن لاغرتر و از جهت شكم گرسنه‌ترين اهل دنيا بود ، دنيا به او پيشنهاد شد ( خداوند نيز بوسيله جبرئيل اختيار كردن دنيا را به او پيشنهاد فرمود ) « 1 » از قبول آن امتناع نمود . . . او بر روى زمين ( بى آنكه سفره اندازد ) « 2 » غذا مىخورد و مانند نشستن بنده مىنشست ( دو زانو مىنشست و پا روى پا نمىانداخت ) « 3 » به دست خود پارگى كفشش را دوخته و جامه‌اش را وصله مىكرد و بر خر برهنه سوار مىشد و پشت سر خويش ديگرى را سوار مىكرد . . . ) مرحوم خوئى در شرح كلمات فوق در مورد حضرت موسى ( عليه السلام ) مىگويد : از شهر فرعون كه به حال ترس خارج شد ، بدون مركب و توشه بود ، گاه زمين مىخورد و گاه بلند مىشد ، تا اين كه به زمين « مدين » رسيد و فاصله شهر فرعون و ( مدين ) سه روز و به قولى هشت روز بوده ، با پاى برهنه خارج شد . . . و در مدت سفرش به جز گياه صحرا و روئيدنيهاى زمين نخورد . مرحوم خوئى در مورد حضرت عيسى ( عليه السلام ) مىگويد : در عدة الداعى از امام صادق ( عليه السلام ) نقل كرده كه فرمودند : در انجيل است كه عيسى ( عليه السلام ) گفت خدايا در صبح گرده نانى از جو و در عصر نيز گرده نانى از جو روزيم گردان ، و بيشتر از اين به من مده كه طغيان مىكنم . سپس در مورد ابراهيم خليل اللّه گويد : لباسش پشمين و غذايش از جو بود ( مثل نان جو ) و حضرت يحيى بن زكريا ( عليه السلام ) لباسش از ليف خرما و غذايش برگ درخت بود ، سليمان ( عليه السلام ) نيز غذايش را از طريق زنبيل‌بافى با ليف خرما مانند پدرش به دست

--> ( 1 ) . ترجمه و شرح نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 2 ) . همان مدرك . ( 3 ) . همان مدرك . .