الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

34

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

ويژگى فرد آزاده عدم توجه به اين دنيا است . مولى على ( عليه السلام ) در جاى ديگر از نهج‌البلاغه مىفرمايد : « الا حُرٌّ يَدَعُ هذه اللُماظةَ لِاهلها ؟ انّه لَيسَ لَانْفُسِكم ثَمَنٌ الّا الجنّة فلا تَبيعُوها الّا بها » : « آيا آزاده‌اى نيست كه اين دنيائى را كه مانند ته‌مانده طعامى در دهان است دور انداخته ، براى اهلش واگذارد ؟ همانا براى روانهاى شما بهائى جز بهشت نيست ، پس آنها را به غير بهشت نفروشيد » . « 1 » آرى رهائى از دنيا و جلوات آن انسان حرّ مىطلبد . و نيز از كلام مولى على ( عليه السلام ) واضح شد افرادى كه نمىتوانند در مسير اخلاق انسانى سير كنند ، جانشينان ناخلفى براى احراراند كه حتى لبها از ذكر و ياد آنها مضايقه دارند ، كنايه از اين كه اينها بر خلاف مسير فطرت خود شنا مىكنند ، اينها بر خلاف تكوين و آفرينش حركت مىكنند ، اينها كسانى هستند كه شكوفه آزادى را به دست پژمردگى سپردند ، اينها كسانى هستند كه در آسمان حرّيت ستاره‌اى ندارند ، اينها كسانى هستند كه سوسوى فطرت را به خاموشى سپردند . خالق آزادى تكوينى به ما داد و در راستاى آن با تشريع خود آن آزادى را تداوم بخشيد و از ما خواست تا تشريعاً آزادى در مسير زندگى را تطبيق با آزادى تكوين و ابتداى خلقت كنيم ، او آزادى را در جهت عبوديت و تكامل داد ، يَا عِبَادِىَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِى وَاسِعَةٌ فَإِيَّاىَ فَاعْبُدُونِ « 2 » « اى بندگان مؤمن من ، زمين من گسترده است هر جا مىخواهيد برويد ولى در مسير عبادت من ، سرزمين من براى بر باد دادن نواميس مردم و كشت و كشتار و فساد آزاد نيست ! و چه زيبا است ، عبوديتى كه عين حريت است ! چه تماشائى است « عبد » بودن براى آن مولى ! چه عزّتى است بنده خدا بودن و چه فخرى است كه او ارباب اين بنده باشد « ( الهى كِفى بى عزّا انْ أكونَ لك عبداً و كَفى بى فَخْراً انْ تكونَ لى ربّا » « اين عزت و تاج سر براى

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغه ، كلمه 448 فيض الاسلام و 456 صبحى صالح . ( 2 ) . سوره العنكبوت ، آيه 56 . .