الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
309
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
مشكلتر است ) و چه دوستى بالاتر و بزرگتر از خداوند كه دوستيش چون خودش زوالناپذير است ! ) 2 - نعمتهاى بهشتى - زير آنها زوالناپذير و دائمى هستند و نعمتهاى دنيوى و عالم ماده فناپذير است . « 1 » 3 - كمالات نفسانى كه باقى مانده است مثل علم و حكمت و مكرمتهاى اخلاقى و اعمال صالح كه سعادت دائمى و لذت ابدى را به همراه دارد ، و در مقابل بى اعتنائى آنها به زينتهاى دنيوى است كه از حدّ و مرز دنياى پست فراتر نمىرود ، به خلاف كمالات و اعمال صالح كه تا آخر همراه انسانند . « 2 » دوگونه اشك داريم : اشك غم و اشك شادى ، معتقد بودند اشك غم سوزان و اشك شادى خنك است ، از اين رو مىگفتند چشمهايش خنك شده ، مولى نيز در اين دو فراز مىفرمايد : پرهيزگار اگر اشك بريزد اشك خنك شوق نسبت به امور باقى دارد و نسبت به امور ناپايدار زاهد است و اين اشاره به جهانبينى اسلامى است ، جهانبينى يك مسلمان واقعى و اصيل كه سراى جاودان را بهشت مىداند و مرگ را دريچهاى به جهان باقى ، و لذا از مرگ و شهادت نمىهراسد ، دنيا را پل پيروزى مىداند و آگاه است كه روى پل جاى اقامت نيست ، جاى خيمه و خرگاه زدن نيست ، محل توقف نيست دنيا گذرگاهى به سوى آخرت است ، حيات دنيوى نه حيات حقيقى بلكه مرگ تدريجى است إِنَّ الدَّارَ الْاخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوَانُ « 3 » زهد در امورى كه باقى نيست چند جمله نيز درباره زهد بگوئيم « زَهادَتُه فيما لا يبقى » : حقيقت زهد آن
--> ( 1 ) . اين احتمال نيز در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد است . ( 2 ) . اين احتمال را مرحوم خوئى و ابن ميثم دادهاند . ( 3 ) . سوره عنكبوت ، آيه 64 . .