الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

310

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

نيست كه در اذهان بسيارى رفته كه فقير بودن و چيزى نداشتن ، زهد است ، زهد بيگانگى از دنيا نيست ، بلكه وارستگى از دنيا است . زهد آن نيست ، كه دنيا را نداشته باشى بلكه آن است كه دنيا مالك تو نباشد ، اگر مملوك و برده مال و مقام نبودم آن وقت مالك مال و منالم - اسير نيستم ، اميرم - زاهدم ! اگر به اندازه يك پيراهن كرباس بيش ندارم ، و دلبستگى دارم كه اگر از دستم رود ناراحت مىشود زاهد نيستم ، راغب و مايلم . هر چه جمع كنى ، بايد گذاشتن و گذشتن - چيزى كه آخرش اين است ، از اول دل به آن مبند . در روايتى از امام صادق ( عليه السلام ) آمده : « لَيْسَ الزّهد فى الدنيا بِاضاعة المال و لا بتحريم الحلال بل الزّهدُ فى الدّنيا انْ لا تَكونَ بِما فى يَدِك اوثَقَ منك بما فى يَدِاللّه عزّوجلّ » : « زهد در دنيا ، به ضايع كردن مال و حلال خدا را حرام كردن نيست بلكه زهد در دنيا اين است كه اعتمادت به آنچه در دست خودت است بيشتر از آنچه در دست خداوند عزوجل است نباشد » ( يعنى اعتماد تو به خدا و آنچه در اختيار او است بيشتر باشد ، از اعتماد تو به آنچه در دست خودت است ) . « 1 » در روايتى از مولى آمده كه : « الزُّهدُ تَقْصيرُ الآمالِ وَ اخلاصُ الاعمال » : « زهد كوتاه كردن آرزوها و خالص كردن اعمال است » . « 2 » علامات زاهد امام سجاد ( عليه السلام ) در روايتى مىفرمايند : « انّ عَلامَةُ الزاهدينَ فى الدّنيا الراغِبينَ فِى الاخرَة تَركُهُم كلَّ خليط و خَليل و رَفْضُهُم كلَّ صاحب لا يُريدُ ما يُريدُون ألا و

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحه 310 - ميزان الحكمه ، جلد 4 ، صفحه 252 . ( 2 ) . غرر الحكم ، ميزان الحكمه ، جلد 4 ، صفحه 252 . .