الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
283
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
فرمودند : جهاد و مبارزه با نفس ! » « 1 » در روايتى « شعيب عقرقوقى » از امام صادق ( عليه السلام ) نقل كرد كه فرمودند : « مَنْ ملك نفسَه اذا رغب و اذا رهب و اذا اشتَهى ، و اذا عضب و اذا رَضِىَ حَرَّم الله جَسَده على النّار » : « كسى كه مالك نفس خود شد و وقتى او راده كرد يا ترسيد يا اشتها و ميل داشت يا غضبناك و راضى از چيزى شد ، آن را كنترل كرد خداوند بدنش را بر آتش حرام كرده است » . « 2 » مولى على ( عليه السلام ) در نهجالبلاغه مىفرمايند : « لا تُرَخِّصُوا لَانْفُسِكُم فَتَذْهَبَ بِكُمُ الرُّخَص فيها مذاهَب الظُلمه » : « مسامحة و سهلانگارى در مورد نفوس خود نكنيد كه اين سهلانگاريها در مورد نفس شما را به راههاى تاريك مىكشاند » . « 3 » در ذيل كلام فوق مرحوم خوئى در شرح خود اين روايت را از امام صادق ( عليه السلام ) آورده است كه : « اقْصِر نَفْسَك عمّا يَضّرّها مِنْ قبل انْ تُفارقَك واسْعَ فى فِكاكها كما تسعى فى طلب معيشتك فَانّ نَفسك رهينَةٌ » : « نفس خود را از آنچه ضرر به آن مىرساند ( دور كن ) قبل از اين كه از تو جدا شود ، و در آزادى آن ( از اسارت شهوات ) تلاش كن ، چنان كه در طلب روزى خود تلاش مىكنى ، زيرا نفس تو مرهون و بسته به عمل تو است ( اگر عمل تو صالح باشد ، نفس تو سالم خواهد بود ، و اگر عمل تو طالع و فاسد باشد نفس تو نيز ناسالم است ) » . سپس مرحوم خوئى ادامه مىدهد « 4 » كه مراد از « ترخيص » براى نفس در كلام مولى ظاهراً مساهله و مسامحه است ( چنان كه در ترجمه آن گفتيم ) و احتمال دارد مراد رخصت دادن و اجازه دادن در ارتكاب شبهات باشد كه منجر به فرو رفتن در
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه خوئى ، جلد 12 ، صفحه 132 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه خوئى ، جلد 12 ، صفحه 132 . ( 3 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 86 ، صبحى صالح و 85 فيض الاسلام . ( 4 ) . شرح نهج البلاغه خوئى ، جلد 6 ، صفحه 132 ؛ ذيل خطبه 85 . .