الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
28
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
حُرّاً ؛ « خداوند هر گناهى را مىآمرزد ، مگر كسى كه انكار مهريه كند ، يا غصب اجرت اجير و كارگرى كند يا فرد آزادى را بفروشد » . « 1 » از ضميمه كردن اين دو روايت روشن مىشود كه اولا : خداوند هر گناهى را مىآمرزد ، مگر اينكه حقّى از كارگر يا حق همسر يا حق آزادى از كسى گرفته شود ، و ثانياً جُرم غصب اين حقوق به منزله جرم كسى كه دينى را از طرف خود بوجود آورده ، و تشريع و بدعتى گذارد ، و در برابر دين خدوند ابراز دينى كند . يعنى در نزد خداوند سلب حقوق و آزادى انسانها امرى نابخشودنى است . در روايت ديگرى از رسول گرامى ( صلى الله عليه وآله ) آمده كه خداوند فرمود سه نفرند كه روز قيامت دشمن آنها هستم ، يكى از آنها كسى است كه انسان آزادى را بفروشد و از بهاى آن استفاده كند . « 2 » اينگونه روايات بهترين دليل بر اهميت مسئله آزادى و نفرت اسلام از سلب آزادى است ، آرى پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) به مردم حرّيت داد و آنها را از گرداب فساد به ساحل فلاح رسانيد ، و كجايند آن كوردلانى كه آن اتهامات را به پيامبر اسلام ( صلى الله عليه وآله ) زدند ، خواستند و مُهر بردهدارى و ظلمت اسارت را بر صحيفه نورانى وى زنند ! فلسفه آزادى فلسفه و ريشه علاقه انسان به آزادى الهام گرفته از وجدانيات او است ، گرچه برهانى و استدلالى نيز هست ، انسان ، علاقمند به آزادى است چنان كه علاقمند به زيبائى است ، او دوستدار گلى زيبا مى باشد ، و هرگز به دنبال استدلالى براى اين دوستى نيست ، يك مسئله فطرى و وجدانى است ، اين گرايش به آزادى نه تنها در انسان كه در تمامى موجودات زنده نهفته است ، حتى گياه هم تمايل دارد آزادانه به هر سو
--> ( 1 ) . مستدرك ، جلد 2 ، صفحه 508 . ( 2 ) . ميزان الحكمه ، جلد 1 ، باب الاجارة . .