الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
242
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
بيست سال سختى كشيدم ( و خواندم و ياد گرفتم و با ظرائفش آشنا شدم ) سپس بيست سال به وسيله آن متنعّم شده و لذّت بردم » . « 1 » نعمت به دست نمىآيد ، مگر با انس و محبت ، و انس و محبت نيز به دست نمىآيد ، مگر با مداوت بر سختىها در مدت طولانى تا اين كه تكلّف و سختى طبيعتى براى انسان مىشود و اين بعيد نيست ، زيرا در امور مادى مثل غذا خوردن گاه انسانى با اكراه غذائى را كه مورد طبعش نيست ، تناول مىكند و سختى خوردن را به خود تحميل مىكند ، و مواظبت بر اين امر مىكند تا اين كه عادت كرده و ديگر براى خوردن آن نياز به شكيبائى ندارد ، نفس انسانى نيز با عادت دادن بر سختى ، سختى برايش آسان مىشود « هى النفس ما عوَّدتها تَتَعَوَّد » « اين نفس آنچه را عادتش دهى عادت مىكند » . « 2 » وقتى انسن به ذكر خدا شد ، از غيرخدا بريده و اين انس با خداوند ، رفيق او نزد مرگ مىشود و در آن وقت به غير از ياد الهى نمىماند ، اگر با ياد خدا انس گرفته از آن بهره برده و متمتّع و متلذّذ مىشود ، امور دنيوى موانع رسيدن او به محبوب بوده ، و بعد از مرگ اين امور از بين رفته ، و به محبوب مىرسد ، از زندانى كه در آن محبوس بود به ديدار دوست مىشتابد . در روايتى از امام صادق ( عليه السلام ) آمده كه : « كسى كه ذكر خدا كند حقيقتاً ، او مطيع است و كسى كه غافل از او باشد ، عاصى و طغيانگر است و طاعت و عبادت علامت هدايت و معصيت علامت ضلالت و گمراهى است و اصل و ريشه هدايت و ضلالت ذكر و غفلت است . پس قلب خود را قبله زبانت قرار ده ، و بدون اشاره قلب و موافقت عقل و رضاى ايمان زبان را حركت نده ( فَاجْعَلْ قَلْبَك قِبْلَةً لِلِسانك و لا تُحَرِّكه الّا بِاشارَةِ
--> ( 1 ) . جامع السعادات ، جلد 3 ، صفحه 360 بحث ذكر - در محجة البيضاء ، جلد 2 ، صفحه 278 بجاى كاءدت كابدت آورده كه از نظر معنا فرقى ندارد . ( 2 ) . جامع السعادات ، جلد 3 ، صفحه 360 بحث ذكر . .