الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

232

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

است ، اما مرتبه اول كه عظيم و هولناك است اين كه شك يا انكار بر قلب در نزد سكرات موت ظاهر شده ، و بر اين حالت قبض روح مىشود و اين حالت حجابى بين او و بين خداوند مىشود ، و موجب دورى دائمى و عذاب هميشگى خواهد شد ، و مرتبه دوم كه به مرتبه اول نمىرسد دوستى و محبت امرى از امور دنيوى و شهوت و تمايلى از آن شهوات دنيوى بر قلب او غلبه مىكند ، و آنقدر قلب او مشغول به آن امر مىشود كه ديگر جائى براى غير آن نيست ، و اين حالت موجب مىشود كه توجه او به دنيا شود و هرچه توجه او از خدا دور شودف به دنيا نزديك مىشود ، حجاب بيشتر مىشود ، وقتى حجاب آيد عذاب آيد ، زيرا آتش الهى نمىگيرد مگر محجوبين و كسانى را كه بين آنها و خداوند پرده‌اى حائل شد و اما مؤمنى كه قلبش سليم وسالم از حب دنيا است و هم و غمش خداوند است آتش جهنم به او گويد : عبور كن اى مؤمن كه نور تو شعله آتش مرا خاموش كرد » . مرحوم فيض در ادامه سخنانش مىگويد : « هرگاه قبض روح در حالت غلبه حبّ دنيا باشد ، مسئله مشكل است ، زيرا انسان بر آنچه زيسته مىميرد ، و ممكن نيست قلب صفت ديگرى بعد از مرگ اكتساب كند كه متضاد صفت غالبى آن باشد ، چون در قلوب تصرف ممكن نيست ، مگر با عمل كردن جوارح و اعضاء و به تحقيق جوارح و اعضاء با مرگ باطل و فانى شده ، و عمل كردن آنها نيز چنين شده است ، پس نه اميدى در عملى و نه اميدى در رجوع به دنيا است كه تدارك كند ، و در اين هنگام حسرت عظيم مىشود مگر اين كه اصل ايمان و محبت خداوند در قلب او رسوخ كرده باشد و با عمل صالح تقويت شده باشد ، اگر چنين بود اين حالت كه در موقع مرگ عارض بر قلب شده ، محو مىگردد ، اگر ايمان او به اندازه مثقالى باشد او را در زمان كوتاهى از آتش خارج مىكند ، و اگر كمتر باشد توقف او در آتش بيشتر است و اگر به اندازه مثقال و دانه گندمى ايمان بيشتر نداشته باشد از آتش خارج مىشود گرچه بعد از هزاران سال