الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

214

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

نشاط چگونه حاصل مىشود نشاط ، نشأت گرفته و مولد هماهنگى روحيه و عمل است ، اگر روحيه انسان مجذوب عملى شد ، آن عمل با نشاط صورت مىگيرد ، آن كس كه عشق به كار و كسبى دارد ، صبح زود با نشاط و زودتر از كارفرما به سر كار مىرود ، اگر روحيه او مجذوب درس خواندن هم باشد ، با نشاط درس مىخواند ، و به كسى توجهى ندارد ، و خود را در اوج خوشى مىبيند ، چنان كه از خواجه نصيرالدين طوسى نقل شده كه پس از مطالعه مىفرمود : « ايْنَ المُلُوك ، ايْنَ ابْناءُ المُلُوك » : « كجايند پادشاهان و فرزندان آنها » كه ببينند آنها خوشى و سلطنت مىكنند يا من كه با اين نشاط مشغول مطالعه مىشوم و در باغستانهاى كتب به گردش مىپردازم و از آنها ثمر برمىگيرم ؛ « الكُتُب بَساتينُ العُلِماء » مرحوم خواجه اين مطلب را به شعر آورده و چنين گفته است : لذات دنيوى همه هيچ است نزد من * در خاطر از تغير آن هيچ ترس نيست روز تنعّم و شب عيش و طرب مرا * غير از شب مطالعه و روز درس نيست اگر كسى طالب بازى نيز شد همين گونه با نشاط به دنبال آن مىرود . اگر كسى علاقه شديد به عبادت داشته باشد ، عبادت با نشاط صورت مىگيرد ، و گرنه اگر در حالت متعادل روحى نباشد و خسته و كوفته باشد ، عبادت با كسالت صورت مىگيرد ، و بسيار در نماز خواندن خود تجربه كرده‌ايم ، گاهى آنقدر به نماز بى علاقگى نشان مىدهيم كه مىگوئيم نماز را بخوانيم تا راحت شويم ، گويا نماز عذابى است كه تا نخوانيم راحت نشويم ، و سريع نماز را مىخوانيم بى حال و بى نشاط و فكر مىكنيم در عذابيم و بايد هر چه زودتر نجات يابيم ، و گاه مىشود اگر در مقابل مردم بخواهيم نماز گزاريم ، با آداب و با حال و با قرائت زيبا نماز مىخوانيم .