الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
130
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
شناختند ، از مداحى ديگران خشنود نشده ، و به نقّادى از خود مىپردازند . مسئله مهم قابل بحث در درجه اول شناسائى خويشتن است ، مشكلترين كارها همين شناخت خويش است ، گاهى 80 سال عمر كرده ولى خود را نشناخته ، و در نتيجه خداى خود را نيز نشناخته است كه خودشناسى مقدمه خداشناسى است ، موانعى از درون و حجابهائى از برون اجازه خودشناسى آنچنان كه بايد باشد نمىدهد ، تا خود را نشناختيم چگونه خود را اصلاح كنيم ؟ ! بحث را از حديث معروف مولى الموحدين و عارف العارفين امام على ( عليه السلام ) شروع كنيم كه فرمود : « مَنْ عَرِفَ نفسَه فَقد عَرِفَ ربَّه ؛ « كسى كه خود را شناخت خدايش را شناخته است » . « 1 » چهار تفسير براى اين عبارت ممكن است بشود كه اجمالا اشاره مىكنيم : 1 - تفسير ظاهرى جسمانى ، كه برگشت به برهان نظم در خداشناسى مىكند ، يعنى هر كس اين بدن جسمانى و عنصرى را بشناسد خدا را مىشناسد ، دستگاههائى در اين بدن است كه هر يك براى خداشناسى كافى است ، چشم را اگر كسى از نظر تشريح و فيزيولوژى بنگرد محال است خدا را نشناسد ، قلب را اگر دقيقاً نظر كند ، بر وجود خدا گواهى مىدهد ، نقل شد كه قلب مصنوعى به هزينه حدود 30 ميليون تومان ساختند ، و فقط پنج ، شش روز كاركرد ، و باز ايستاد ، اگر از كار باز نمىايستاد هم مگر قابل مقايسه با قلب طبيعى بود ، با قلب مصنوعى بايد آهسته رود و آهسته بيايد ، مگر مىشود با آن كوهنوردى و پرش كرد . به سلولهاى بدن بنگر ، دانشمندان محاسبه كردهاند كه بدن انسان از واحدهائى به نام سلول و ياخته تشكيل شده كه آجرهاى ساختمانى بدن است ، به طور متوسط ده ميليون ميليارد سلول در بدن است ( يعنى دو ميليون برابر جمعيت زمين در هر بدن سلول است اگر بشر بخواهد چيزى درست كند تا كار يك سلول را انجام دهد ، محاسبه شده كه نياز به
--> ( 1 ) . غرر الحكم امام على ( عليه السلام ) ؛ ميزان الحكمه ، جلد 6 ، صفحه 142 . .