شيخ محمد جعفر امامى

88

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

« هلال » گرفته شده است و به معناى بلند كردن صدا به هنگام رؤيت « هلال » است ؛ سپس به هر گونه صداى بلند ، گفته شده است . و به نخستين صداى گريهء نوزاد نيز گفته مىشود ، و چون به هنگام سر بريدن حيوانات ، نام بت‌ها را با صداى بلند مىبردند تعبير به « أُهِلَّ » شده است . « 1 » [ أَهل : ] « وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ » از تعبير به « اهل » كه در آيات متعددى از قرآن آمده ، استفاده مىشود كه موسى غير از همسرش ، در آنجا فرزند يا فرزندانى همراه داشته است ؛ روايات اسلامى نيز اين معنا را تأييد مىكند . در « تورات » در « سفر خروج » به آن تصريح شده است ، به علاوه همسرش ، در آن موقع باردار بود . « 2 » [ أَهْلَكْتُ : ] « يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَداً » تعبير به « أَهْلَكْتُ » از مادّهء « هلاك - إِهلاك » اشاره به اين است كه اموال او در حقيقت نابود شده و بهره‌اى عائدش نمىشود . « 3 » [ أَهِلَّه : ] « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الأَهِلَّةِ » « أَهِلَّه » جمع « هلال » به معناى ماه در شب اول و دوم است و بعضى گفته‌اند : در سه شب نخستين « هِلال » نام دارد و بعداً به آن « قَمَر » مىگويند ، و بعضى بيش از آن را هلال ناميده‌اند . « 4 » [ أهون : ] « وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ » « أهون » از مادّهء « هَوْن » به معناى آسان‌تر است . « 5 » [ أَيَّام : ] « في أَيَّامٍ مَّعْدُوداتٍ » با اين كه « أَيَّام » جمع « يَوْم » مذكر است ، صفت آن « مَعْلُومَات » يا « مَعْدُودات » به صورت مؤنث آورده شده ( جمع مكسر معمولًا با وصف مؤنث آورده مىشود ، اما مؤنث مفرد ، نه جمع به الف و تاء ) بعضى گفته‌اند : به خاطر آن است كه ايام مركب از ساعات است كه داراى تاء تأنيث مىباشد . و شايد اشاره‌اى به اين نكته باشد كه در تمام ساعات اين ايام ، به ياد خدا باشيد ؛ و گاهى به دوران‌هاى پيروزى ملت‌ها نيز ايام گفته مىشود . و در سورهء « يونس » به معناى حوادث دردناكى است كه در دوران عمر اقوام گذشته واقع شده است . « 6 »

--> ( 1 ) . انعام ، آيهء 145 ( ج 6 ، ص 26 ) ؛ نحل ، آيهء 115 ( ج 11 ، ص 474 ) ( 2 ) . قصص ، آيهء 29 ( ج 16 ، ص 86 ) ( 3 ) . بلد ، آيهء 6 ( ج 27 ، ص 26 ) ( 4 ) . بقره ، آيهء 189 ( ج 2 ، ص 19 ) ( 5 ) . روم ، آيهء 27 ( ج 16 ، ص 433 ) ( 6 ) . بقره ، آيهء 203 ( ج 2 ، ص 88 ) ؛ آل عمران ، آيهء 140 ( ج 3 ، ص 146 ) ؛ يونس ، آيهء 102 ( ج 8 ، ص 479 )