شيخ محمد جعفر امامى

59

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

است استعمال شده باشد . در صورت اول : اشاره به شاخه‌هاى با طراوت درختان بهشتى است . بر عكس درختان دنيا كه داراى شاخه‌هاى پير و جوان و خشكيده هستند . و در صورت دوم : اشاره به تنوع نعمت‌هاى بهشت و انواع مواهب آن است ؛ بنابراين استعمال در هر دو معنا نيز بى مانع است . اين احتمال نيز وجود دارد كه درختان بهشتى به گونه‌اى هستند كه در يك درخت ، شاخه‌هاى مختلفى است و بر هر شاخه نوعى از ميوه‌ها . « 1 » [ أَقاوِيل : ] « عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقاوِيلِ » « أَقاوِيل » جمع « اقوال » و « اقوال » نيز به نوبهء خود جمع « قول » است . بنابراين ، « أَقاوِيل » جمعِ جمع است و منظور از آن در اينجا سخنان دروغين است . « 2 » [ إقتار : ] « يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا » « اقتار » از مادّهء « قَتْر » آن است كه كمتر از حق و مقدار لازم بوده باشد . در يكى از روايات اسلامى تشبيه جالبى براى « اسراف » ، « اقتار » و حدّ « اعتدال » شده است و آن اين است هنگامى كه امام صادق عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود ، مشتى سنگ‌ريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت ، فرمود : اين همان « اقتار » و سخت‌گيرى است . پس از آن مشت ديگرى برداشت و چنان دست خود را گشود كه همهء آن به روى زمين ريخت ؛ فرمود : اين « اسراف » است . بار سوم مشت ديگرى برداشت و كمى دست خود را گشود ، به گونه‌اى كه مقدارى فرو ريخت و مقدارى در دستش بازماند ؛ فرمود : اين همان « قوام » است . « 3 » [ إقتباس : ] « نَقْتَبِسْ مِّنْ نُورِكُمْ » « اقتباس » در اصل از مادّهء « قبس » به معناى گرفتن شعله‌اى از آتش است ؛ سپس به نمونه‌گيرىهاى ديگر ، نيز اطلاق شده . « 4 » [ أُقِّتَتْ : ] « إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ » « أُقِّتَتْ » در اصل « وُقّتت » از مادّهء « وقت » بوده كه واو مضموم آن تبديل به همزه شده و به معناى « توقيت وقت » براى رسولان پروردگار است . و اين نيز معلوم است كه « وقت » براى خود آنها تعيين نمىشود ، بلكه براى عمل آنها يعنى شهادتشان تعيين مىگردد ؛ و لذا گفته‌اند آيه محذوفى دارد . « 5 »

--> ( 1 ) . رحمن ، آيهء 48 ( ج 23 ، ص 175 ) ( 2 ) . حاقه ، آيهء 44 ( ج 24 ، ص 481 ) ( 3 ) . فرقان ، آيهء 67 ( ج 15 ، ص 172 ) ( 4 ) . حديد ، آيهء 13 ( ج 23 ، ص 344 ) ( 5 ) . مرسلات ، آيهء 11 ( ج 25 ، ص 401 )