شيخ محمد جعفر امامى
60
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
[ إقْتَتَلُوا : ] « اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا » « اقْتَتَلُوا » از مادّهء « قتال » به معناى جنگ است ؛ ولى در اينجا قرائن گواهى مىدهد كه هرگونه نزاع و درگيرى را شامل مىشود ، هر چند به مرحلهء جنگ و نبرد نيز نرسد . بعضى از شأن نزولها كه براى آيه نقل شده نيز اين معنا را تأييد مىكند . « 1 » [ إِقْتَحَمَ : ] « فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ » تعبير به « اقْتَحَمَ » از مادّهء « اقتحام » است در اصل به معناى ورود در كار سخت و خوفناك يا دخول و گذشتن از چيزى با شدت و مشقت است ؛ و اين نشان مىدهد گذشتن از اين گردنه كار آسانى نيست . و تأكيدى است بر آنچه در آغاز سوره آمده است ، كه مىفرمايد : « ما انسان را در درد و رنج آفريديم » ؛ هم زندگى او توأم با رنج است و هم اطاعت فرمان پروردگار ، توأم با مشكلات مىباشد . « 2 » [ إقتراف : ] « مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً » « اقتراف » در جملهء : وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيْها حُسْناً : « هر كس حسنهاى را كسب كند ، ما بر حسن آن مىافزاييم » در اصل از « قرف » ( بر وزن حرف ) به معناى كندن پوست اضافى از درخت يا پوستهاى اضافى از زخم است كه گاه مايهء پيراستن و بهبودى مىگردد . اين كلمه بعداً در اكتساب به كار رفته ، اعم از اين كه اكتساب خوبى باشد يا بدى . ولى به گفتهء « راغب » ، اين واژه در بدىها بيش از خوبىها به كار مىرود ( هر چند در آيهء مورد بحث در خوبىها به كار رفته ) . لذا ضرب المثلى در عرب معروف است كه مىگويند : أَلْإِعْتِرافُ يُزِيْلُ الاقْتِرافُ : « اعتراف به گناه ، گناه را از بين مىبرد » . جالب اين كه ، در بعضى از تفاسير از « ابن عباس » و يكى ديگر از مفسران نخستين به نام « سدّى » نقل شده ، كه منظور از « اقتراف حسنة » در آيهء شريفه ، مودّت آل محمّد صلى الله عليه و آله است . « 3 » [ إقْتَرَبَ : ] « اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ » كلمهء « اقْتَرَبَ » از مادّهء « قُرْب - إِقتراب » تأكيد بيشترى از « قرب » دارد و اشاره به اين است كه اين حساب بسيار نزديك شده . « 4 » [ أقسط : ]
--> ( 1 ) . حجرات ، آيهء 9 ( ج 22 ، ص 175 ) ( 2 ) . بلد ، آيهء 11 ( ج 27 ، ص 42 ) ( 3 ) . شورى ، آيهء 23 ( ج 20 ، ص 447 ) ( 4 ) . انبياء ، آيهء 1 ( ج 13 ، ص 385 )