شيخ محمد جعفر امامى

119

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

[ تَبِيع : ] « لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبيعاً » « تَبِيع » به معناى « تابع » و در اينجا اشاره به كسى است كه به مطالبهء خون و خون‌بها برمىخيزد و دنبال آن را مىگيرد . « 1 » [ تَبَيَّنَت : ] « فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ » « تَبَيَّنَت » از مادّهء « تبيّن » معمولًا به معناى آشكار شدن است ( فعل لازم ) و گاهى نيز به معناى دانستن و آگاه شدن از چيزى آمده است ( فعل متعدى ) و در سورهء « سبأ » متناسب با معناى دوم است ، يعنى تا آن زمان گروه « جنّ » از مرگ « سليمان » آگاه نبودند ، و فهميدند اگر از اسرار غيب آگاه بودند ، در اين مدت در زحمت و رنج كارهاى سنگين ، باقى نمىماندند . جمعى از مفسران ، اين جمله را به معناى اول گرفته‌اند و گفته‌اند : مفهوم آيه چنين است كه بعد از افتادن « سليمان » وضع جنّيان براى انسانها آشكار شد ، كه آنها از اسرار غيب آگاه نيستند ، و بىجهت عده‌اى چنين عقيده‌اى را دربارهء آنها داشتند . « 2 » [ تَتْبيبٍ : ] « زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبيبٍ » « تَتْبيبٍ » از مادّهء « تبّ » به معناى استمرار در زيان است و به معناى هلاكت و نابودى نيز آمده است . « 3 » [ تَتْبِير : ] « وَ كُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبيراً » « تَتْبِير » از مادّهء « تَبَر » ( بر وزن ضرر و بر وزن صبر ) در اينجا به معناى هلاك شدن و در هم شكستن است . « 4 » [ تَتَجافى : ] « تَتَجافى جُنُوبُهُمْ » « تَتَجافى » از مادّهء « جفا » در اصل به معناى برداشتن و دور ساختن است . « 5 » [ تَتْرا : ] « أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرا » « تَتْرا » از مادّهء « وتر » به معناى پى در پى در آمدن است ، و « تواتر اخبار » به معناى خبرهايى است كه يكى بعد از ديگرى مىرسد ، و از مجموعهء آنها انسان يقين پيدا مىكند . اين ماده در اصل از « وتر » به معناى « زه كمان » گرفته شده است ؛ چرا كه « زه » به كمان چسبيده و پشت سر آن قرار گرفته است و

--> ( 1 ) . اسراء ، آيهء 69 ( ج 12 ، ص 218 ) ( 2 ) . سبأ ، آيهء 14 ( ج 18 ، ص 56 ) ( 3 ) . هود ، آيهء 101 ( ج 9 ، ص 276 ) ( 4 ) . فرقان ، آيهء 39 ( ج 15 ، ص 107 ) ( 5 ) . سجده ، آيهء 16 ( ج 17 ، ص 163 )