شيخ محمد جعفر امامى
117
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
خود انتخاب نكرده بود ، و اگر به بانوى اسلام ، فاطمهء زهرا عليها السلام نيز « بتول » گفته مىشود ، به خاطر آن است كه او از زنان عصر خود از نظر اعمال ، رفتار و معرفت جدا و برتر ، و به حالت انقطاع الى اللَّه رسيده بود . به هر حال « تَبَتُّلْ » آن است كه انسان با تمام قلبش متوجّه خدا گردد ، از ما سوى اللَّه منقطع شود ، و اعمالش را فقط به خاطر او به جا آورد و غرق در اخلاص گردد . « 1 » [ تبديل : ] « لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْديلًا » « تبديل » آن است كه چيزى را به كلى عوض كنند ، يعنى آن را بردارند و چيز ديگرى جانشين آن نمايند . « 2 » [ تَبْذِير : ] « وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً » « تَبْذِير » در اصل از مادّهء « بذر » به معناى پاشيدن دانه مىآيد ، منتها اين كلمه ، مخصوص مواردى است كه ، انسان اموال خود را به صورت غير منطقى و فساد ، مصرف مىكند ، و معادل آن در فارسى امروز ، « ريخت و پاش » است . و به تعبير ديگر ، « تبذير » آن است كه مال در غير موردش مصرف شود ، هر چند كم باشد ، و اگر در موردش صرف شود ، تبذير نيست ، هر چند زياد باشد . « 3 » [ تَبَرَّج : ] « لاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ » « تَبَرَّج » به معناى آشكار ساختن زينت در برابر مردم است ، و از مادّهء « برج » گرفته شده كه در برابر ديدگان همه ظاهر است . « 4 » [ تُبْسَلَ : ] « أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ » « تُبْسَلَ » در اصل ، از مادّهء « بَسْل » ( بر وزن نسل ) به معناى نگاهدارى و منع كردن از چيزى با قهر و غلبه است و به همين جهت به وادار كردن كسى به تسليم ، « ابسال » گفته مىشود . و نيز به همين مناسبت به مجازات و يا گروگان گرفتن نيز اطلاق مىگردد ، و « جَيْشٌ باسِلٌ » به معناى « لشكر شجاع » نيز به همين تناسب است ؛ زيرا ديگران را با قهر و غلبه وادار به تسليم مىكند ، در سورهء « انعام » نيز ، به معناى تسليم شخص و گرفتارى او در چنگال اعمال بد خويش آمده است . « 5 » [ تَبَعاً : ] « إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً » « تَبَعاً » جمع « تابع » است ، و بعضى احتمال دادهاند « مصدر » باشد و اطلاق مصدر بر اشخاصى كه موصوف به صفتى هستند ،
--> ( 1 ) . مزمّل ، آيهء 8 ( ج 25 ، ص 183 ) ( 2 ) . فاطر ، آيهء 43 ( ج 18 ، ص 316 ) ( 3 ) . اسراء ، آيهء 26 ( ج 12 ، ص 104 ) ( 4 ) . احزاب ، آيهء 33 ( ج 17 ، ص 313 ) ( 5 ) . انعام ، آيهء 70 ( ج 5 ، ص 365 )