ج فرازمند
62
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )
پيامبر صلى الله عليه و آله به او اجازه داد . در اين موقع آيهء فوق نازل شد و عمل آن شخص را محكوم ساخت . پيامبر صلى الله عليه و آله رو به گروهى از « بنىسلمه » كرد و فرمود : بزرگ شما كيست ؟ گفتند : « جدّ بن قيس » ولى او مرد بخيل و ترسويى است . فرمود : چه دردى بدتر از درد بخل ، سپس فرمود : بزرگ شما آن جوان سفيد رو « بِشْر بن بَرّاء » است ( كه مردى است پرسخاوت و گشادهروى ) . شأن نزول فوق نشان مىدهد كه انسان هرگاه بخواهد شانه از زير بار مسئوليّتى خالى كند از هر وسيلهاى براى خود بهانه مىتراشد ، همانند بهانهاى كه « جدبن قيس » منافق براى عدم حضور در ميدان جهاد درست كرد ، و آن اينكه ممكن است زيبا رويان رومى دل او را بربايند و دست از جنگ بكشد و به « مشكل شرعى » گرفتار شود ! گفتار جدبن قيس مرا به ياد گفتهء يكى از مأموران ظالم مىاندازد كه مىگفت : اگر ما مردم را تحت فشار قرار ندهيم حقوقى كه دريافت مىداريم براى ما شرعاً اشكال دارد يعنى براى رهايى از اين اشكال شرعى ! بايد ظلم و ستم به خلق خدا كنيم . به هرحال ، قرآن در اينجا روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده و در پاسخ اينگونه بهانه جويان رسوا مىگويد : « بعضى از آنها مىگويند به ما اجازه ده كه از حضور در ميدان جهاد خوددارى كنيم و ما را مفتون و فريفتهء زنان و دختران زيباروى رومى نساز ( وَمِنْهُمْ مَّنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِّى وَلَا تَفْتِنِّى ) ! » اين احتمال نيز در تفسير و شأن نزول آيه داده شده است كه جد بن قيس به عذر و بهانهء زن و فرزند و اموال بى سرپرست خود مىخواست از جهاد صرفنظر كند . ولى به هرحال ، قرآن در پاسخ او مىگويد : « آگاه باشيد كه اينها هم اكنون در ميان فتنه و گناه و مخالفت فرمان خدا سقوط كردهاند ؛ جهنّم گرداگرد كافران را احاطه كرده است ( أَلَا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ ) ! » يعنى آنها با عذرهاى واهى و اينكه ممكن است بعداً آلوده به گناه بشوند هم اكنون در دل گناه قرار دارند و جهنّم گرداگرد آنها را فرا گرفته است ؛ آنها فرمان صريح خدا و