ج فرازمند

61

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )

با عزمى راسخ و بدون ترديد و دودلى با گام‌هاى استوار به پيش مىروند ؛ امّا منافقان چون هدفشان تاريك و نامشخّص است ، گرفتار حيرت و سرگردانى هستند و هميشه به دنبال بهانه‌اى براى فرار از زير بار مسئوليّت‌ها مىگردند . اين دو نشانه مخصوص « مؤمنان » و « منافقان » صدر اسلام و ميدان جنگ تبوك نبود بلكه هم امروز نيز « مؤمنان راستين » را از « مدّعيان دروغين » با اين دو صفت مىتوان شناخت ؛ مؤمن ، شجاع و مصمّم است و منافق ، بزدل و ترسو و متحيّر و عذر تراش ! بهانه تراشى منافقان آيهء 49 سورهء توبه : وَمِنْهُم مَّنْ يَقُولُ ائْذَن لِّى وَلَا تَفْتِنِّى أَلَا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ بعضى از آنها مىگويند : « به ما اجازه ده ( تا در جهاد شركت نكنيم ) و ما را به گناه نيفكن » ! آگاه باشيد آنها ( هم اكنون ) در گناه سقوط كرده‌اند ؛ و جهنّم ، كافران را احاطه كرده است ! * * * در شأن نزول اين آيه گروهى از مفسّران نقل كرده‌اند : هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مسلمانان را آمادهء جنگ تبوك مىساخت و دعوت به حركت مىكرد ، يكى از رؤساى طايفهء « بنىسَلمَه » به نام « جَدّ بن قَيْس » كه در صف منافقان بود خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد اگر اجازه دهى من در اين ميدان جنگ حاضر نشوم زيرا علاقهء شديدى به زنان دارم مخصوصاً اگر چشمم به دختران رومى بيفتد ، ممكن است دل از دست بدهم و مفتون آنها شوم ! و دست از كارزار بكشم !