ج فرازمند
60
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )
پيامبر صلى الله عليه و آله بداند ، بلكه ممكن است هدف اين بوده كه همهء مسلمانان آگاه شوند ، هرچند روى سخن به پيامبر صلى الله عليه و آله است . سپس به شرح يكى از تفاوتهاى مؤمنان و منافقان پرداخته مىگويد : « آنها كه ايمان به خدا و سراى ديگر دارند هيچ گاه از تو اجازه براى عدم شركت در جهاد با اموال و جانها ، نمىخواهند ( لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ) » . بلكه هنگامى كه فرمان جهاد صادر شد بدون تعلّل و سستى به دنبال آن مىشتابند و همان ايمان به خدا و مسئوليّتهايشان در برابر او ، و ايمان به دادگاه رستاخيز ، آنان را به اين راه دعوت مىكند و راه عذر تراشى و بهانهجويى را به رويشان مىبندد . « وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ؛ خداوند به خوبى افراد پرهيزگار را مىشناسد و از نيّت و اعمال آنها كاملًا آگاه است . » * * * سپس مىگويد : « تنها كسانى از تو اجازه براى عدم شركت در ميدان جهاد مىطلبند كه ايمان به خدا و روز جزا ندارند ( إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَايُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ) » . و براى تأكيد عدم ايمان آنها مىگويد : « آنها كسانى هستند كه دلهايشان مضطرب و آميخته با شكّ و ترديد است ( وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ ) . » « به همين دليل در اين شكّ و ترديد گاهى قدم به پيش مىگذارند و گاهى باز مىگردند و پيوسته در حيرت و سرگردانى به سر مىبرند - و به همين جهت منتظر پيدا كردن بهانه و كسب اجازه از پيامبرند ( فَهُمْ فِى رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ ) » . گر چه صفات فوق به شكل فعل مضارع ذكر شده است ولى منظور از آن بيان صفات و حال منافقان و مؤمنان است و ماضى و حال و مضارع در آن تفاوت نمىكند . به هرحال ، مؤمنان در پرتو ايمانشان تصميم و ارادهاى محكم و خللناپذير دارند ؛ راه را به روشنى ديدهاند ؛ مقصدشان معلوم ، و هدفشان مشخّص است ؛ به همين دليل ،