ج فرازمند

56

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )

اين حقيقت آگاهى ندارند كه « هركس بر خدا توكّل كند و پس از بسيج تمام نيروهايش خود را به او بسپارد ، خداوند او را يارى خواهد كرد ، چه اينكه خداوند قادرى است كه هيچ كس در مقابل او ياراى مقاومت ندارد ، و حكيمى است كه ممكن نيست دوستان و مجاهدان راهش را تنها بگذارد ( مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) ! » در اينكه منظور از « منافقان » و « الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » چه كسانى بوده‌اند ، مفسّران‌گفتگوى بسيار كرده‌اند ، ولى بعيد نيست كه هر دو عبارت اشاره به گروه منافقان مدينه باشد ؛ زيرا قرآن مجيد در بارهء منافقان كه شرح حال آنها در آغاز سورهء بقره آمده است ، مىگويد : « فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً « 1 » ؛ در دل‌هاى آنان بيمارى است و خدا نيز بر بيمارى آنها مىافزايد . » و اين گروه ، يا منافقانى هستند كه در مدينه به صفوف مسلمانان پيوسته بودند و اظهار اسلام و ايمان مىكردند ، امّا در باطن با آنها نبودند ؛ و يا آنها كه در مكّه ظاهراً ايمان آورده بودند ، ولى از هجرت به مدينه سرباز زدند و در ميدان بدر به صفوف مشركان پيوسته ، و به هنگامى كه كمى نفرات مسلمانان را در برابر لشگر ديدند ، در تعجّب فرو رفتند و گفتند اين جمعيّت مسلمانان فريب دين و آيين خود را خوردند و به اين ميدان گام گذاردند ؛ و در هر حال خداوند از نيّت باطنى آنها خبر مىدهد و اشتباه آنان و همفكرانشان را روشن مىسازد .

--> ( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 10 .