ج فرازمند

51

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )

مىخواهند : « به خدا خدعه و نيرنگ زنند در حالى كه در همان لحظات كه در صدد چنين كارى هستند در يك نوع خدعه واقع شده‌اند ، زيرا براى به دست آوردن سرمايه‌هاى ناچيزى ، سرمايه‌هاى بزرگ وجود خود را از دست مىدهند ( إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ ) ! » تفسير فوق از واو « وَهُوَ خَادِعُهُمْ » كه واو حاليه است استفاده مىشود ، و اين درست شبيه داستان معروفى است كه از بزرگى نقل شده است كه به جمعى از پيشه وران مىگفت : از اين بترسيد كه مسافران غريب بر سر شما كلاه بگذارند ، كسى گفت : اتّفاقاً آنها افراد بىخبر و ساده دلى هستند ما بر سر آنها مىتوانيم كلاه بگذاريم ، مرد بزرگ گفت : منظور من نيز همان است ، شما سرمايهء ناچيزى را از اين راه فراهم مىسازيد و سرمايهء بزرگ ايمان را از دست مىدهيد ! 2 آنها از خدا دورند و از راز و نياز با او لذّت نمىبرند و به همين دليل : « هنگامى كه به نماز برخيزند سرتاپاى آنها غرق كسالت و بى حالى است ( وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى ) » . 3 آنها چون به خدا و وعده‌هاى بزرگ او ايمان ندارند ، اگر عبادت يا عمل نيكى انجام دهند آن نيز از روى رياء است نه به خاطر خدا ( يُرَآءُونَ النَّاسَ ) . 4 آنها اگر ذكرى هم بگويند و يادى از خدا كنند از صميم دل و از روى آگاهى و بيدارى نيست و اگر هم باشد بسيار كم است ( وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا ) ! 5 آنها افراد سرگردان و بى هدف و فاقد برنامه و مسير مشخّصند ، نه جزء مؤمنانند و نه در صف كافران ( مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لَاإِلَى هَؤُلَاءِ وَلَا إِلَى هَؤُلَاءِ ) ! بايد توجّه داشت كه كلمهء مُذَبْذَب اسم مفعول از مادّه « ذَبْذَب » است و در اصل به معناى صداى مخصوصى است كه به هنگام حركت دادن يك شىء آويزان بر اثر برخورد با امواج هوا به گوش مىرسد و سپس به اشياى متحرّك و اشخاص سرگردان و متحيّر و فاقد برنامه مذبذب گفته شده است و اين يكى از لطيف‌ترين تعبيراتى است