السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
80
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
راوى گفت : هلال بن نافع بجلّى بپاى خواست و عرض كرد : به خدا قسم ما ملاقات پروردگار خود را ناخوش نداريم و در نيّتهاى خويش با روشن بينى پايداريم با دوست شما دوستيم و با دشمنت دشمن . راوى گفت : برين بن خضير برخاست عرض كرد : به خدا قسم يا ابن رسول اللَّه براستى كه اين منّتى است از خداوند بر ما كه افتخار جنگ در ركاب تو نصيب ما گشته است كه در يارى تو اعضاى ما قطعه قطعه شود و سپس جدّ تو روز قيامت از ما شفاعت كند . راوى گفت : سپس حسين عليه السّلام برخاست و سوار شد و حركت كرد ولى سپاهيان حرّ گاهى جلوگيرى از حركت ميكردند و گاهى حضرت را از مسير منحرف ميكردند تا روز دوّم محرّم بسر زمين كربلا رسيد چون به آن جا رسيد فرمود : نام اين زمين چيست ؟ عرض شد كربلا ، گفت : بار الها من از اندوه و بلا به تو پناهندهام سپس فرمود : اينجا سرزمين اندوه و بلا است و فرمود : فرود آئيد كه بارانداز و قتلگاه و مدفن ما است