السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
81
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
جدّم رسول خدا همين را به من خبر داد پس جمله فرود آمدند حرّ و سربازانش در سمت ديگرى فرود آمدند حسين عليه السّلام نشست و باصلاح شمشير خود پرداخت و در ضمن ، اشعارى بدين مضمون ميخواند : اى چرخ اف در دوستى بادت كه خواهى * بينى بهر صبحى و در هر شامگاهى آغشته در خون از هوا خواهى و يارى * وين چرخ نبود قانع از گل بر گياهى هر زندهاى بايد به پيمايد ره من * گيتى ندارد غير از اين رسمىّ و راهى حالى كه نزديك است وقت كوچ كردن * جز بارگاه عزّتش نبود پناهى راوى گفت : زينب دختر فاطمه اشعار را شنيد گفت : برادرم ،