السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
62
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
نموده : كه ابو محمّد سفيان بن وكيع از پدرش وكيع و او از اعمش روايت نموده كه گفت : ابو محمّد واقدى و زرارة بن خلج گفتند : ما حسين بن على را پيش از آنكه بسوى عراق حركت كند ملاقات كرديم و از ناپايدارى مردم كوفه آگاهش نموديم و او را گفتيم : كه دلهاى آنان با او است ولى شمشيرهايشان بر روى او ، آن حضرت چون سخن ما را شنيد اشارهاى بجانب آسمان نمود ، درهاى آسمان باز شد و آنقدر فرشته فرود آمد كه شمارهشان را جز خداوند كس نداند و فرمود : اگر نه اين بود كه چيزهائى بهم نزديك شده و وقت مرگ فرا رسيده است به يارى اين فرشتگان با اين مردم ميجنگيدم ولى من بيقين ميدانم كه قتلگاه من و قتلگاه اصحاب من آن جا است و بجز فرزندم على كسى را نجات نيست . و معمّر بن مثنّى در مقتل الحسين روايت كرده است چون روز ترويه