السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

61

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

خداوند نيست درود خداوند بر پيغمبرش باد ، مرگ بر فرزند آدم مسلّم است هم چون گردن بند در گردن دختران جوان ، چقدر مشتاقم بديدار گذشتگانم آنچنان كه يعقوب را بديدار يوسف اشتياق بود مرا كشتارگاهى مقرّر است كه بايد آنجا برسم ، گوئى مىبينم پيوندهاى بدن مرا گرگان بيابان‌ها از هم جدا مىكنند در سرزمينى ميان نو اويس و كربلا تا روده‌هاى خالى و انبانهاى گرسنه را از پاره‌هاى تن من پر كنند ، آدمى از سرنوشت ناگزير است ، ما خاندان رسالت برضاى خداوند راضى هستيم و ببلايش شكيبا ، و خداوند بهترين پاداش شكيبايان را بما عطا خواهد فرمود هرگز پارهء تن رسول خدا از او جدا نگردد و همگى در جايگاه قدس در كنار اويند تا ديده‌اش با آنان روشن شود و وعدهء الهى به آنان تحقّق يابد هر كه خواهد تا خون دل خود را در راه ما نثار كند و آمادهء حركت هست همراه ما كوچ كند كه من بصبحگاه امشب كوچ خواهم نمود . ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى امامى در كتاب دلايل الامامه روايت