السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

206

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

را صدا ميزنند ( اين همه بانك و فرياد و ناله ) مسلما شما را اندوهگين ساخته و مىفهميديد كه در اين مصيبت همگانى تقصير كرده‌ايد بلكه اگر تنهائى و شكستگى و خلوت شدن مجالس و خالى شدن آثار مرا ميديديد آن ديده بوديد كه دل شخص شكيبا را به درد آورد و غمهاى سينه‌ها را بر مىانگيزد محقّقا شهرى كه به من رشك ميبرد اكنون سرزنشم مىكند و پنجه‌هاى خطر گلوى مرا فشار ميدهد چه قدر شوق دارم بمنزلى كه آنان ساكن هستند و به آبخورى كه محلّ اقامت آنان است و آنجا را وطن خويش ساخته‌اند اى كاش من به صورت يك انسان بودم تا برش شمشيرها را بجان خويش ميخريدم و حرارت مرگ را از آنان باز ميداشتم و از نيزه داران انتقام ميگرفتم و تير دشمنان را از آنان باز ميگرداندم و اكنون كه چنين شرافت و فداكارى حتمى از دست من رفته كاش پيكرهاى رنگ پريدهء آنان را محلّ و مأوى بودمى و لايق نگهدارى قيافه‌هاى آنان از پوسيدن تا مگر از سوزش اين هجران در امان ميشدم آه باز آه اگر آن پيكرها در آغوش من بودند و من فرودگاه اين كريمان بودم تا آنجا كه ميتوانستم