السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

207

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

در نگهدارى آنان ميكوشيدم و به پيمان‌هاى ديرينى كه بسته بودم وفادار ميشدم و پاره‌اى از حق‌ّهاى اوّليّه را ادا ميكردم و از پيش آمدهاى بزرگ محافظت‌شان مينمودم و هم چون بندگان فرمان بردار ، خدمتشان را ميان مىبستم و از آنچه توانائيم بود دريغ نميكردم و براى آن صورتها و پاره‌هاى بدنها فرش احترام و بزرگداشت ميگستردم تا از هم آغوشى آنان به آرزوى ديرين خودم رسيده و از نورشان كاشانهء تاريك خود را روشن و منوّر ميساختم چه قدر مشتاقم كه به اين آرزوهايم ميرسيدم و چه قدر پريشانم كه اهل و ساكنينم از چشم من غايب‌اند هر چه ناله زنم كم زده‌ام و هيچ داروئى بجز آنان شفا بخش درد من نتواند بود اينك من بخاطر از دست دادن آنان جامه‌هاى غم بتن كرده‌ام و پس از آنان با لباس مصيبت‌ها انس گرفته‌ام و ار خويشتن دارى و شكيبائى مأيوسم و گفته‌ام كه : اى روزگار شادى ديدار در قيامت . و ابن قتيبة رحمه اللَّه كه منزلهاى اشاره شده را ديده و گريسته چه خوب اشعارى سروده است ( بدين مضمون )