السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
148
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
خوارى و بدبختى بنام شما زده شد ، واى بر شما اى مردم كوفه ، ميدانيد چه جگرى از رسول خدا بريديد و چه پردهنشينى از حرمش بيرون كشيديد ؟ و چه خونى از او ريختيد ؟ و چه احترامى از او هتك كرديد ؟ بطور مسلّم كارى كرديد بس بزرگ و سخت و زشت و ناروا و خشونت آميز و شرم آور بلبريزى زمين و گنجايش آسمان ، براى شما شگفت آور است كه آسمان در اين جريان خون باريد ؟ همانا شكنجهء عالم آخرت ننگينتر است و كسى شما را يارى نخواهد كرد از مهلتى كه بشما داده شده استفاده نكنيد كه پيشى گرفتن شما خدا را شتابزده نميكند و از درگذشت انتقام نترسد كه پروردگار شما در كمينگاه است . راوى گفت : به خدا قسم آن روز مردم را ديدم كه حيران و سرگردان ميگريستند و از حيرت انگشت بدندان ميگزيدند پيرمردى را ديدم در كنارم ايستاده بود آنقدر گريه ميكرد كه ريشش تر شده بود و ميگفت :