السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
133
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
پيكرهاى كشتهگان افتاد صيحه زدند و صورت خراشيدند راوى گفت : به خدا زينب دختر على از يادم نميرود كه با صداى غمناك و دل پر درد بر حسين ميناليد و صدا ميزد : اى محمّدى كه فرشتگان آسمان بر تو درود فرستاد اين حسين است كه به خون آغشته و اعضايش از هم جدا شده است و اين دختران تو است كه اسيرند شكايتم را به پيشگاه خداوند مىبرم و به محمّد مصطفى و علىّ مرتضى و فاطمهء زهرا و حمزهء سيّد الشهداء شكايت همى كنم اى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين حسين است كه به روى خاك افتاده و باد صبا خاك بيابان را بر بدنش مىپاشد بدست زنازادگان كشته شده است آه چه غصهاى ! و چه مصيبتى ! امروز مرگ جدّم رسول خدا را احساس ميكنم اى ياران محمّد اينان خاندان مصطفىاند كه اسيرشان نموده مىبرند ، و در روايتى است كه گفت : اى محمّد دخترانت اسير شدند و فرزندانت كشته شدند باد صبا خاك بر پيكرشان مىپاشد و اين حسين است كه سرش از پشت گردن بريده شده و عمامهاش بتاراج رفته است