السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

103

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

مهاجرين اوس او را گفت : به خدا قسم كه من در كار تو در مانده‌ام چه اگر از من پرسش مىشد دلاورترين افراد اهل كوفه كيست ؟ من جز تو نامى از ديگرى نميبردم اين چه حالتى است كه در تو مىبينم ؟ گفت : به خدا كه خود را بر سر دو راهى بهشت و دوزخ مىبينم و به خدا قسم بجز راه بهشت نخواهم رفت هر چند پاره پاره شوم و پيكرم به آتش بسوزد اين بگفت و ركاب بر اسب زد و متوجّه بسوى حسين گرديد در حالى كه دست بر سر خود گذاشته و عرض ميكرد : بار الها بسوى تو بازگشتم توبه‌ام را بپذير كه من دلهاى دوستان تو و فرزندان دختر پيغمبر تو را لرزاندم پس به آن حضرت عرض كرد : فدايت شوم من همانم كه بهمراه تو بودم و نگذاشتم تو باز گردى و كار را بر تو تنگ گرفتم ولى گمان نمىبردم كه اين مردم كار را با تو تا به اين حدّ خواهند رساند و من اكنون بسوى خدا بازگشته‌ام آيا توبهء مرا پذيرفته مىبينى ؟ حسين عليه السّلام فرمود : آرى خداوند توبهء تو را مىپذيرد از اسب پياده بشو ، عرض كرد : حالى سواره بودنم بهتر است تا