السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
102
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
شد و جنگ بر پا گرديد خداى المؤمنين مدد غيبى فرو فرستاد تا آنجا كه بالهاى خود را بالاى سر حسين گشودند سپس حضرتش را مخيّر كردند كه بر دشمنانش پيروز گردد و يا خداوند را ملاقات نمايد و آن حضرت ملاقات خداوند را برگزيد ، اين روايت را ابو طاهر محمّد بن الحسين نرسى در كتاب معالم الدّين روايت كرده است . راوى گفت : سپس حسين عليه السّلام فرياد بر آورد آيا دادرسى نيست كه براى رضاى خدا بداد ما برسد ؟ آيا دفاعكنندهاى نيست كه از حرم رسول خدا دفاع كند ؟ راوى گفت : چون حسين عليه السّلام اين دادخواست را نمود حرّ بن يزيد روى بعمر بن سعد آورده و گفت : راستى با اين مرد خواهى جنگيد ؟ گفت آرى به خدا ، جنگى كه آسانترين مراحلش آن باشد كه سرها از بدنها بپرد و دستها از پيكرها بيفتد گويد : پس حرّ از نزد عمر بن سعد گذشت و در جايى نزديك سربازانش ايستاد و لرزه بر اندامش افتاده بود ،