السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
90
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
راوى گفت : حسين عليه السّلام بر زمين نشست و بخواب رفت سپس بيدار شد و فرمود : خواهرم همين الان جدّم محمّد و پدرم على و مادرم فاطمة و برادرم حسن را بخواب ديدم كه همگى مىگفتند : اى حسين به همين زودى و در بعضى از روايات ( فردا ) نزد ما خواهى آمد . راوى گفت : زينب كه اين سخن شنيد سيلى به صورت خود زد و صدا بگريه بلند كرد حسين عليه السّلام به او فرمود : آرام بگير و دشمن را ملامت گوى ما مكن سپس شب فرا رسيد حسين عليه السّلام يارانش را جمع كرد و خداى را سپاس گفت و ستايش كرد سپس روى بياران نموده و فرمود : امّا بعد ، حقيقت اينكه من نه يارانى نيكوتر از شما ميشناسم و نه خاندانى نيكوكارتر و بهتر از خاندان خودم ، خداوند به همه شماها پاداش نيك عطا فرمايد اينك تاريكى شب شما را فرا گرفته است شبانه حركت كنيد و هر يك از شما