تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم
92
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )
پيدا كند ، ممكن است شهريهء طلابى كه به درس ايشان مىآيند ، قطع شود . خود مىفرمايد : چون اين خبر به من رسيد ، متحير شدم كه چه كنم . اگر تحت تأثير اين جنجال آفرينى ، مستمرى طلاب را ندهند ، اين افراد كم بضاعت كه از نقاط دور و نزديك آمدهاند و تنها ممرِّ معاششان شهريهء حوزه است ، چه كنند و اگر من به خاطر جلوگيرى از اين ضايعهء اقتصادى ، تدريس اسفار را ترك گويم ، لطمهاى به سطح علمى و عقيدتى شاگردان وارد آمده [ است ] كه جبران اين خسارات فكرى چندان كار سادهاى نمىباشد . يك روز كه به اين وضع نگران كننده مىانديشيدم و در اتاق منزل مسكونى مىخواستم از زير كرسى جابهجا شوم ، نگاهم به ديوان حافظ افتاد كه روى كرسى قرار گرفته بود . آن را برداشتم و تفأل زدم كه چه كنم . آيا تدريس اسفار را ترك نمايم يا نه ؟ وقتى ديوان لسانالغيب شيراز را گشودم ، اين غزل آمد : من نه آن رندم كه ترك شاهد و ساغر كنم * محتسب داند كه من اين كارها كمتر كنم من كه عيب توبه كاران كرده باشم بارها * توبه از مِى وقت گُل ديوانه باشم گر كنم ديدم عجب غزلى است و اين اشعار به من چنين مىفهماند كه تدريس اسفار لازم است . « 1 » آيةاللَّه سيد محمد حسين تهرانى آيةاللَّه سيد محمد حسين تهرانى ، يكى از شاگردان و ارادتمندان مرحوم علّامه طباطبائى ، چگونگى آشنايى خود با آن بزرگوار را چنين بيان كرده است : در سنه 1364 هجريهء قمريه ، اين حقير براى طلبگى و تحصيل علوم دينيّه ، به بلدهء طيبهء قم مشرف شدم و در مدرسه مرحوم آيةاللَّه حجّت - كه بعداً به مدرسه حجّتيه معروف شد - حجرهاى گرفتم و به درس و بحث و مطالعه ادامه مىدادم . بناى اين مدرسه كوچك بود و آيةاللَّه حجّت ، چندين هزار متر از زمين مجاور را تهيه [ كرده ] و در نظر داشتند مدرسه را توسعه دهند و بناى عظيمى كه به سبك همان مدارس اسلامى مىباشد و حاوى حجرات بسيار و مَدْرس و مسجد و كتابخانه و سرداب و آب انبار و ساير ، ما يحتاج طلاب باشد ، به طرز صحيح و بهداشتى و با فضاى بزرگ و روح افزا براى طلاب بسازند .
--> ( 1 ) . مهر تابان ، ص 60