تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

85

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

اكُلَها كُلَّ حينٍ بِاذنِ رَبِّها » « 1 » اين درخت ريشه دوانيده است ، جوانه زده و ميوه‌ها داده [ است ] و مىدهد كه : « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ » . « 2 » اين بزرگ‌مرد هم كلمهء طيّب بود و هم عمل صالحش ، رافع حقايق بود . « 3 » و باز در مورد حفظ حرمت و قداست آن بزرگوار مىفرمايد : ما برنامه‌مان اين بود كه در محضرمقدس اساتيدمان ، بىوضو حاضر نمىشديم . يك بار پيش نيامد كه در محضر جناب آقاى شيخ اسداللَّه يزدى يا آقاى طباطبائى يا آقاى قمشه‌اى - رضوان اللَّه تعالى عليهم اجمعين - بىوضو بوده باشيم . خيلى اين جهت را مواظب بوديم . حالا اگر اين مراقبت و مواظبت را بالا بريم ، در نظام هستى ، در پيشگاه حقيقت علم كه يكپارچه طهارت است ، حُسن مطلق است ، بايد طاهر بوده باشيم ، اگر اين طهارت را دنبال كنيم . يك صبح به اخلاص بيا در بر ما * گر كام تو بر نيامد آن گه گِله كن تا طهارت پيش نيامده ، ممكن است اصطلاحاتى رابياموزد و جمع كند ، امّا آن علمى كه « العلم نور يقذفه » براى او حاصل نمىشود . علّامه طباطبائى در مراقبتش اهتمام داشت . « 4 » و نيز با اندوه فراوان از غم جانكاه ارتحال او مىفرمايد : در اواخر زندگىاش در اين نشئه كه هنگام ارتحالش فرا رسيده بود ، در كنار ايشان ايستاده بودم و آياتى از قرآن مىخواندم ، اين حديث شريف را كه جناب ثقةالاسلام كلينى در كافى از حضرت صادق آل‌محمد صلى الله عليه و آله روايت فرموده است ، به علّامه طباطبائى القا مىكردم ، امام صادق عليه السلام فرمود كه در مقام ارتحال ولىّ خدا ، فرشته رحمت به او مىگويد : « يا ولى اللَّه لا تفزع » . و من پى در پى به جنابش خطاب كردم : يا ولى اللَّه لا تفزع ! « 5 » چقدر زيباست توصيهء حكيمانهء اين دانشمند و الا مرتبه كه از تربيت يافتگان و دست پروردگان آن حكيم الهى است : طلاب عزيز ، سر مشق بگيرند كه حضرت علّامه طباطبائى شب قدر را به بحث و تحقيق آيات قرآنى احيا مىكرد و تفسيرش در اين شب فرخنده به پايان رسيد . لذا در انتهاى

--> ( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيه 24 - 25 ( 2 ) . فاطر ( 35 ) آيه 10 ( 3 ) . منظومهء معرفت ، ص 92 ؛ كيهان انديشه ، ش 26 ؛ مجله پيام انقلاب ، ش 149 ، ص 36 - 70 ( 4 ) . يادوارهء علّامه طباطبائى در كازرون ، ص 47 ( 5 ) . يادها و يادگارها ، ص 82 و 101