تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

71

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

نبود و قهراً اين خانواده دچار وضع ناهنجارى شده و در عين داشتن طفل سه ساله گويا چند وعده‌اى ، غذاى خود را با آب و مشابه آن مىگذراند ، اما در اين بحران نامطلوب اتفاق خاصى رخ داده و از پولى كه در آن واقعه به دست شان مىرسد فوراً قرض‌هاى خود را مىپردازد و سريعاً به ايران مراجعت مىكند . خودشان به بنده فرمودن : « آخرين ريال آن پول دقيقاً صرف آخرين نيازهاى سفرى ما از نجف به تبريز شده وقتى به منزل تبريز رسيديم حتى دينارى از آن باقى نمانده بود و پيدا بود كه مقدار پول كاملًا برابر نياز واقعى در نظر گرفته شده بود » . همانطور كه قبلًا گفتيم مرحوم علّامه طباطبائى به همراه برادر كوچك ترشان مرحوم آقاى « سيد محمد حسن » و همسر و فرزند يك ساله به نام « محمد » وارد نجف اشرف مىشوند و منزلى در محلهء « عماره » نزديك حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اجاره كرده اسكان مىگيرند . ابتدا به علت دورى از وطن و تازگى كامل محيط و تغيير زبان مردم و آب و هوا بلاتكليف و بىبرنامه بوده‌اند تا كم كم راه و چاه را شناخته و به ابعاد شهر و وضع زندگى و درس و بحث آشنا مىشوند ، ليكن در هواى گرم عراق و آب خمره كه با مشك از شريعه آورده مىشد و محله كثيف عماره و خانه‌اى تنگ و كوچك و بدون حتى يك آشنا اجباراً در شرايطى بسيار نامطلوب قرار مىگيرند و تنها وسيله سرگرمى و دل خوشى وجود محمد كوچك بوده كه يك سال واندى داشته است ، اما به علت اختلاف هواى تبريز و نجف و جوانى و بى تجربگى والدين كه پدر 23 ساله و مادر 18 ساله بوده ، تنها چراغ محفل بيمار مىشود و به كلى نشاط همگى را مىگيرد . در آن زمان در شهر نجف طبيب مناسبى نبوده است به جز در بغداد و ناچار كراراً با وسايل نارساى آن روز پدر و مادر با هم بچه را به بغداد مىبرند ، ولى كمترين نتيجه‌اى عايدشان نمىشود و بالأخره محمد كوچك فوت مىكند و پدر و عمو و به خصوص مادر جوان را كه اولين فرزندش را آن هم در ديار غربت به دور از پدر و مادر و دوست و آشنا از دست مىدهد به سوگ مىنشاند . اما آقاى طباطبائى و اخوى شان كه براى تحصيل علم آمده بودند ناچار مىشوند همه چيز را تحمل كرده و دنبال تحصيل علم بروند . مرحوم علّامه طباطبائى تدريجاً به مدرسه و طلاب و اساتيد آشنا شده در درس و بحث فرو مىروند و پيوسته آرام بخش روحى اين دو برادر جوان ، معاشرت جذاب مرحوم آقاى قاضى بوده كه فرشته وار در زندگى اين خانواده وارد شده بود .