تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

70

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

منزلى اجاره كردم و در آن ساكن شدم . در همان روزهاى اول قبل از اين كه در جلسه درسى شركت كرده باشم در منزل نشسته بودم و به آيندهء خودم فكر مىكردم . ناگاه درِ خانه را زدند ، در را باز كردم ، ديدم يكى از علماى بزرگ است ، سلام كرد و داخل منزل شد . در اتاق نشست و خيرمقدم گفت ، چهره‌اى داشت بسيار جذاب و نورانى . با كمال صفا و صميميت به گفت و گو نشست و با من انس گرفت . در ضمن صحبت اشعارى برايم خواند و سخنانى بدين مضمون برايم گفت : كسى كه به قصد تحصيل به نجف مىآيد خوب است علاوه بر تحصيل به فكر تهذيب و تكميل نفس خويش نيز باشد و از نفس خود غافل نماند . اين را فرمود و حركت كرد . من در آن مجلس شيفتهء اخلاق و رفتار اسلامى او شدم . سخنان كوتاه و با نفوذ آن عالم ربانى چنان در دل من اثر كرد كه برنامهء آينده‌ام را شناختم . تا مدتى كه در نجف بودم محضر آن عالم با تقوا را رها نكردم . در درس اخلاقش شركت مىكردم و از محضرش استفاده مىنمودم . آن دانشمند بزرگ ، آقاى حاجى ميرزا على آقاى قاضى - رضوان اللَّه عليه - بود » . مرحوم استاد علّامه قريب يازده سال در نجف اشرف اقامت داشت و در اين مدت علاوه بر تحصيل فقه و اصول و رياضيات و فلسفه و رجال و تفسير ، در عرفان عملى هم كوشا بود و مرتباً در محضر استاد بزرگ مرحوم حاجى ميرزا على آقا قاضى حضور مىيافت و از بركات اخلاقى ايشان در سير و سلوك و تزكيهء نفس توشه‌هاى فراوان گرفت و به درجات عالى اخلاق و عرفان نايل آمد . استاد علّامه نسبت به مصرف بيت المال حسّاس بود و براى اعاشه و ساير نيازهاى زندگى از آن استفاده نمىكرد و يا خود را ذى حق نمىدانست . به هر حال زندگى ايشان از محل مختصر وجهى كه از محل درآمد ملكى موروثى به دست مىآمد اداره مىشد . البته مبلغ مذكور از تبريز به نجف حواله گرديده به دست ايشان مىرسيد ، ولى به تدريج كه رضا شاه قدرت بيش‌ترى پيدا كرد مانع ارسال وجوه به خارج كشور شد و طبعاً ديگر پولى به دست آقاى طباطبائى نمىرسيد . ايشان در عين قناعت كامل ، مجبور مىشود كه بعضى اثاثيه و چيزهاى ديگر را بفروشد و پس از آن دست به استقراض مىزنند ؛ به اين اميد كه پول از ايران خواهد رسيد . اما ضمن بىفايده بودن انتظار ، به‌تدريج كليهء امكانات مالى ، مسدود و جاى اميدى براى تهيه پول ، باقى