تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

36

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

سپهر فضايل ، نگونسار شد * جهان هنر همچو شب ، تار شد دل وديدهء عالم خونبار شد * بلى رستخيزى پديدار شد كه او رخت از اين دام بيرون كشيد * فرو خرگه خود به هامون كشيد مهين طاير آسمانى سرشت * كه پريد از اين تيره گون دام زشت زند نغمه در گلستان بهشت * پيامى به آنان كه افسرده هشت پيامى كه همچون سرود سروش * كند جلوه هر لحظه در گوش هوش كه ياران ، نمىپايد اين روزگار * بگرديد پابند كردار و كار مگيريد از كار و كوشش قرار * مناليد از رنج تن زينهار به ويرانه در ، گنج بىمار نيست * گلى اندر اين باغ بىخار نيست نداريد جز كيش اسلام ، كيش * در اين ره مناليد از نوش و نيش بكوشيد بنهيد پايى به پيش * مترسيد از قطرهء خون خويش كه زيباتر از خون به پيكار نيست * خود از لاله خوشتر به گلزار نيست بزرگان كه رادند و آزاده‌اند * به حق مهر ورزيده ، دل داده‌اند به خون خود آغشته افتاده‌اند * بدين آرمان ، راه بگشاده‌اند به شمشير هر بند بگسسته‌اند * به نيروى دانش دژى بسته‌اند مبادا كه گردون كند رامتان * مبادا كه كوته كند گامتان مبادا شود تيره فرجامتان * مبادا كه ننگين شود نامتان شود چيره دل ، دشمنم پر زكين * بگيرد دژ وبشكند كاخ دين حقيقت ، جز آيين اسلام نيست * به از نام نيكوى وى نام نيست به چيزى فضيلت جز او رام نيست * جهان جز به وى هرگز آرام نيست مهين كاخ اسلام آباد باد * هميشه بر و بومش آباد باد ! شاه شهيدان گفت آن شاه شهيدان كه بلا شد سويم * با همين قافله‌ام راه فنا مىپويم دست همّت ز سراب دو جهان‌مىشويم * شور يعقوب كنان ، يوسف خود مىجويم كه كمان شد زغمش قامت چون شمشادم