كمال مصطفى شاكر ( مترجم : فاطمه مشايخ )
10
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى )
بسيار اندك هستند و كمتر كسى به مرتبهء شكر نايل مىشوند ( ( شكور ) يعنى كسى كه مرتّب شكر بجاى مىآورد ) . ( 14 ) ( فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ ) : ( پس زمانيكه حكم مرگ را بر او رانديم ، كسى جنيّان را از مرگ او خبر نداد ، جز موريانه و جنبندهء زمينى كه عصاى او را خورد ، و او به زمين افتاد ، پس زمانيكه او افتاد جنيّان فهميدند كه اگر از اين امر غيبى ( پنهان از آنها ) خبر داشتند در عذابى خواركننده بسر نمىبردند ) يعنى سليمان در حالى كه به عصايش تكيّه داشته ، از دنيا رفته و تا مدّتها كسى متوجّه مرگ او نشده تا آنكه خداوند موريانهاى را مأمور مىكند تا عصاى سليمان را بخورد و وقتى عصا مىشكند ، سليمان به زمين مىافتد و آنوقت مردم متوجّه مىشوند كه او مرده است ، و جنيّان اگر علم غيب داشتند و مىدانستند كه سليمان در اين مدّت مرده بود عذاب خواركننده و مشقّت اطاعت از او را تحمّل نمىكردند . ( 15 ) ( لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ ) : ( براى قوم سباء در شهرشان آيتى بود و آن دو باغستان از راست و چپ بود ، و گفتيم از روزى پروردگارتان بخوريد و او را شكر گزاريد ، شهرى پاكيزه و پروردگارى آمرزنده ) قوم سباء مردمى از عرب قديم بودند كه در يمن زندگى مىكردند و سبأ نام پدر بزرگ آنها ، سبأ پسر يشخب پسر يعرب پسر قحطان مىباشد ، مىفرمايد : در سمت راست و چپ آبادى قوم سبأ دو مزرعه حاصلخيز بود كه تمامى اقتصاد آنها را اداره مىكرد و به جهت همين نعمت و رزق خداوند آنها را امر به بهره بردارى از نعمت و شكر آن مىنمايد ، چون براستى چنين سرزمين آباد و حاصلخيز و چنين پروردگار آمرزنده و رحيمى كه بندگانش را بسبب گناه اندك مؤاخذه نمىكند ، سزاوار شكر و سپاس است . ( 16 ) ( فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ