كمال مصطفى شاكر ( مترجم : فاطمه مشايخ )

15

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى )

حتمى شود « 1 » ، و فسق چنانچه گفته‌ايم خروج از روش بندگيست كه بواسطهء آن عذاب برايشان محقّق مىگردد ، امّا سنّت الهى چنين است كه تا همه اهالى يك شهر فسق نورزند بلاى عمومى نازل نمىشود ، پس در توجيه اين آيه بايد گفت : مؤمنان آن قوم وظيفه داشتند كه از آن مترفين جلوگيرى كنند و مانع از فسق آنها شوند و چون چنين عملى نكردند ، لذا سزاوار نزول عذاب گشتند و خداوند دمار از روزگارشان درآورد و آنها را هلاك ساخت ، لذا وجود طبقهء مرفّهين اهل فساد دالّ بر رخنه و خلل در ساختار اجتماعى آن جامعه و سير آن بسوى هلاكت مىباشد . ( 17 ) ( وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ وَ كَفى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً ) : ( و چه بسيار ملل و اقوامى كه بعد از نوح بوده‌اند و ما آنها را به سبب كفر و عصيانشان هلاك ساختيم و تنها پروردگار توست كه بر گناه بندگانش آگاه و بيناست و براى محاسبه آنها كفايت مىكند ) ، ( قرن ) يعنى مردمى كه در يك زمان زندگى مىكنند ، مىفرمايد : سنّت هلاك ساختن آباديها بواسطهء اعمال پليدشان از زمان نوح به بعد در ميان جوامع بشرى آغاز گشته و خداوند در هلاك ساختن آنها كفايت مىكند ، چون او به اعمال خلقش آگاه بوده و شاهد و ناظر بر گناهان آنهاست و هرگز در حقّ آنها ستم روا نمىدارد ، بلكه آنها خود با اعمال پليدشان در حقّ خود ستم كرده و خويش را مستحقّ عذاب الهى نموده‌اند . ( 18 ) ( مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً ) : ( هر كس دنياى نقد و زودگذر را بخواهد ما هم برايش در آن عجله مىكنيم ، البته براى هر كس به هر مقدار كه بخواهيم ، آنگاه جهنم را براى او قرار مىدهيم كه در آن مورد ملامت و مطرود واقع شود ) ، ( عاجله ) صفت دنياى زودگذر و زايل شدنى است كه نعمتها و زينتهاى آن نيز همين صفت را دارند ، مىفرمايد

--> ( 1 ) . پس امر در اينجا نه به معناى امر تشريعى به فسق و نه به معناى امر تكوينى به انجام آن است ، چون در اين صورت عقاب آنها معنا نداشت ، بلكه به معناى نعمت بخشيدن و فراهم نمودن زمينه براى شكرگزارى يا كفران است .