سيد محمد مهدى جعفرى
84
سيد رضى ( فارسى )
روى هم 84 قصيدهء رثائيه در ديوان سيّد رضى ديده مىشود . با توجه به تقسيم بندى بالا ، 25 قصيده در رثاى خليفه الطائع ( و يك قصيده در رثاى او هنگام خلع از خلافت ) و اميران و پادشاهان و وزيران و فرزندان آنان گفته است . اين قصيدهها ، در عين داشتن غم و اندوه عاطفى ، حكمت و پند و اندرز ، و مذمت اين جهان و ناپايدارى قدرت و مقام ، را بيشتر دارند . 10 قصيده در رثاى پدر ، مادر ، دايى ، عمو ، خواهر ، برادرزاده و تنى چند از خويشان خود دارد كه در ديوان مشخص نشده است . اين قصايد سرشار از عواطف و احساسات است ، در اين گونه از رثاها ، ناپايدارى جهان ، بريده شدن پيوندها و بدبينىها نسبت به دنيا موج مىزند . 41 قصيده را در رثاى دوستان گفته است ، اعم از دوستان عادى كه ميان آنان تنها رابطهء دوستانه برقرار بوده است ، و بسيارى از آنان مشخص نيستند ، و چه استادان خود او ، بزرگان ادب ، شاعران و نويسندگان ، يا دانشمندانى كه مورد احترام همگان ، و بويژه سيد رضى ، بودهاند . در اين قصايد ، علاوه بر وجود عاطفهاى جوشان و احساسى پر فيضان ، بيشتر از فقد علم و فضيلت تأسف مىخورد . 5 قصيده هم در رثاى امام حسين ( ع ) و شهيدان كربلا دارد كه سرشار از اندوه و احترام و بزرگداشت ، و شكايت از ظالمان و بدگويى به بنى اميه و يارانشان ، مىباشد . برخى از قصايد دو سه جنبه دارد ، يعنى شخص در گذشته مقامى رسمى بوده است ، از مقامات علمى و از دوستان بسيار صميمى با سيّد رضى نيز بودهاند . دو قصيده دارد يكى در 11 بيت در رثاى عمر بن عبد العزيز ، خليفهء اموى ( ديوان 1 - 215 ) ، كه بيشتر جنبهء تشكّر از وى را دارد ، و ديگرى در هنگام عبور از حيره ، تحت تأثير تمدّن باز مانده از آل منذر بن ماء السماء ،