سيد محمد مهدى جعفرى
85
سيد رضى ( فارسى )
در رثاى آن خاندان مىسرايد ( ديوان 1 - 509 ) ، كه 15 بيت است و عبرت گرفتن از تاريخ به شمار مىرود . و اينك برخى از نكات مهم در مراثى سيّد رضى ، به ترتيبى كه در ديوان آمده است : 1 - در ضمن شرح حال پدر و مادر ، ترجمهء چند بيت از مرثيههايش نوشته شد . 2 - زيباترين ، پر مغزترين ، و در عين حال ، روانترين مرثيهها را در شهادت امام حسين ( ع ) و شهداى كربلا گفته است ، بطورى كه از روانى و سادگى ابيات ، نوحه خوانان در بغداد و كربلا ، از اين مرثيهها استفاده مىكردند . از اين پنج قصيده تاريخ سرودن چهار قصيده روشن است ، و يك قصيده تاريخ آن قيد نشده است كه خطاب به كربلا است ، و از همهء آنها سوزناكتر است كه در كربلا سروده شده است ، به مطلع : كربلا ، لا زلت كربا و بلا * ما لقي عندك آل المصطفى كربلا پيوسته اندوه و بلا بودهاى ، از آنچه خاندان پيامبر در نزد تو ديدند ، چون بر خاك تو فرو افتادند ، چه خونهايى كه روان شد و چه اشكها كه جارى گرديد ، چه بانوان پرده نشينى كه به هنگام كشته شدن شهيد تشنه ، اشك چشمانشان گونههاى آنان را سيراب مىكرد ، و مهمانانى در آن بيابان خشك ، كه بدون شام در آنجا فرود آمدند ، آب را نچشيدند تا اين كه با دم تيز شمشير بر سرچشمهء هلاكت گرد آمدند ، چهرههايى چون چراغ تابان بودند كه برخى مانند ماه غروب كردند ، و برخى چون ستاره فرو رفتند ، اى رسول خدا ، اگر بدانان مىنگريستى كه برخى كشته شده بودند ، و برخى ديگر اسير ، برخى از فرزندانت از شدت گرما مىسوختند و نمىگذاشتند