سيد محمد مهدى جعفرى
82
سيد رضى ( فارسى )
شكنجههاى روزگار ياد مىكند . . . اما قسم دوم مراثى كه براى پادشاهان و ديگر بزرگان سروده است ، جنبهء رسمى بر جنبهء عاطفى غلبه دارد ، بسيارى كلمات حكمتآميز در بارهء زندگى و مرگ آورده و غالبا به ذكر اعمال شگرف آن فقيد و در ضمن به ستايش او پرداخته است . در اين گونه مراثى او ، هر چند عاطفه كمرنگ است ، ولى همچنان حركت و حيات در آنها موج مىزند . بيانگر شكوههاى او است در برابر حوادث ، شبح دهشتناك مرگ از بيت بيت آنها سر مىكشد ، در عين بيان درد و داغ ، كلمات حكمت آميز بر سرتاسر آن مىدرخشد . اما قسم سوم مراثى او است در شهادت حسين بن على . مراثى امام حسين پنج قصيدهء طولانى است كه در آنها از عظمت و كرامت شهادت آن امام سخن مىگويد و قاتلان او را به انتقام تهديد مىكند . سخن او در مراثى امام حسين اندوهبار و در عين حال حكيمانه است . « 1 » عبد اللطيف شراره در بارهء مرثيههاى سيّد رضى مىگويد : رثاء ، همچون غزل و نسيب ، گستردهء وسيعى از فوران عاطفى شريف را اشغال مىكند . اين فوران به شعر تبديل مىشود . وى در عمر كوتاه خود عزيزترين كسان خود را از دست داده است : مادر ، پدر ، خواهر ، دوستان يكرنگش از ميان ادبا و همكارانش از شعرا مانند : ابو اسحاق الصابى ، ابن جنّى ، ابو فراس حمدانى ، ابن حجّاج شاعر ، ابو منصور كاتب مرزبانى ، و صاحب بن عباد . و سرانجام ، از همهء شاهان به او نزديكتر بهاء الدوله قوام الدين . و همهء اين مصيبتها را در اين مصرع از شعرش خلاصه كرده است كه : مصيبتهاى روزگار چون تيرش را بر كسى كه دوست دارى بيفكند ، نشانهگيريش به سوى تو به خطا نرفته است .
--> ( 1 ) . تاريخ ادبيات زبان عربى ، ترجمهء آيتى ، ص 494 .