سيد محمد مهدى جعفرى

76

سيد رضى ( فارسى )

وى در اين مديحه‌ها نه خود را خوار مىگرداند و نه از كرامت نفس و علو قدر خويش مىكاهد . . . « 1 » عبد اللطيف شراره تحت عنوان « دوستيها و مديحه‌ها » مىنويسد : مدح در ديوان شريف بسيار است ، ليكن با مدايح ديگر شاعران تفاوت بسيار دارد ، وى آنها را به طمع در آمد يا براى چاپلوسى يا نفع معينى نگفته است ، بلكه بيشتر آنها از جايگاه خويشى ، يا دوستى يا مودتى صميمانه بيرون آمده‌اند . راز چنين چيزى آن است كه رضى ، از يك سو به شاعرى مشهور بوده است ، و از سوى ديگر ، پيوند استوارى با بزرگان زمان خويش همچون خليفگان و اميران و وزيران و اديبان داشته است ، لذا چاره نداشته جز اين كه به عنوان يك شاعر بزرگ و مشهور ، آنان را بستايد و كارهاى نيك و اقدامات با ارزش آنان را ارج گذارد ، بويژه كه همگى به كارهاى بزرگى در زمينه‌هاى آبادانى و امنيت و جنگ ، و گسترش معرفت و فرهنگ دست زده‌اند « 2 » مهم اين است كه در سيرهء شريف ، گفتن شعر يك كالاى تجارتى نبوده ، بلكه ابزارى براى بيان مقاصد مهم ، و جايگاهى براى شكايت كردن بوده است : بضائع قول عند غيري ربحها * و عندي خسراناتها و الوضائع « 3 » كالاهاى گفتارى است كه ديگران بهره‌اش را مىبرند ، و بهرهء من جز خسارتها و پست شدنها نيست . . . اين نكته هم گفتنى است كه مدايح او براى خليفگان و اميران ، سرشار از انواع فخر و مباهات است ، و براى آنان بسيار گزنده است ، ليكن

--> ( 1 ) . مناهل الادب العربى ( 14 ) ، ج 1 ، ص 8 . ( 2 ) . عبد اللطيف شراره ، الشريف الرضى ، ص 5 و 6 . ( 3 ) . بضائع القول ، ديوان ، ج 1 ، ص 665 .