سيد محمد مهدى جعفرى

77

سيد رضى ( فارسى )

به همين امر اكتفا مىكنند كه مدح آنان در اين قصيده وجود دارد ، و چشمشان را بر روى آن تفاخرها و به مجد و شكوه باليدنها ، مىبندند . مدايح شريف براى وزيران اديبى مانند صاحب بن عبّاد ، شاپور بن اردشير و ابو منصور بن صالح از شگفتيهاى ادبى است ، و دوستى صميمانه‌اى كه ميان آنان هست ، و اين ويژگيها در ديگر مدايحش ، جز آنها كه براى قوام الدين يا بهاء الدوله گفته است ، نيست . و بهاء الدوله را هم مىتوان از دوستان با اخلاص او به شمار آورد ، همچون ابو اسحاق الصابى ، و در آخرين قصيده‌اى كه در مدح او مىگويد و به فارس مىفرستد ، اشعارى دوستانه و عاشقانه دارد . . . و اين شخص يكى از شاهانى است كه خلافت را به « وظيفه‌اى » مادى برگردانيد . سيد رضى ، از آنجا كه بيشتر مدايح خود را در برابر كارى كه ديگران براى او كرده‌اند ، سروده است ، در لابه‌لاى ستايش ، سپاس خود را هم به آنان عرضه مىدارد . از جمله : 1 - از بهاء الدوله ، در برابر ملقب كردن او به « رضى ذى الحسبين » در سال 398 ه ، تشكّر مىكند و قصيدهء مدحيهء خود را براى او به بصره مىفرستد . ( ديوان 1 - 53 ) . 2 - باز هم در برابر اين كه نقابت طالبيان در سراسر كشور را به او داده است ، بهاء الدوله را ، در محرم 403 ه ، مدح ، و در ضمن قصيده از او تشكر مىكند . ( ديوان 1 - 273 ) 3 - قصيده‌اى در مدح فخر الدين ابو غالب بن خلف مىسرايد و آن را به نزدش به فارس مىفرستد ، و از او تشكر مىكند كه قبلا نامه‌اى مبنى بر درخواستى برايش فرستاده بود و هنوز خواندن نامه به پايان نرسيده ، ابو غالب دستور به قضاى حاجتش را صادر كرده بود ، و اين قصيدهء مدحيه و شكريه در سال 396 ه بوده است . ( ديوان 1 - 420 ) . 4 - از حمزة بن ابراهيم در برابر قضاى حاجتى ، تشكر مىكند . ( ديوان 1 - 107 )