سيد محمد مهدى جعفرى

33

سيد رضى ( فارسى )

فرياد و آه اى مردان از فاجعه‌اى كه دستم را بريد ، و آرزو داشتم كه اين فاجعه سرم را مىبريد ، و در بيتى از آن مىگويد : خجسته عمرت كه چه كوتاه و چه پاكيزه عمرى بود ، و چه بسا عمرهاى درازى كه سر تا سر آلودگى است . سرانجام سيّد مرتضى در هشتاد سالگى در سال 436 ه در بغداد در گذشت . فرزند ( عدنان ) : ابو احمد عدنان بن رضى معروف به شريف مرتضى ثانى ، اديبى دانشمند و شاعر و از بزرگان علم و فضيلت و كمال و به لقب جدّش « طاهر ذا المناقب » ملقب بود . پس از نيا و پدر و عمو ، نقابت طالبيان در بغداد را به عهده داشت ، ابو الحسن عمرى گويد : او شريفى پاكدامن و برجسته در درستى انديشه و صيانت نفس بود ، او را ديدم كه علم عروض مىداند . . . پادشاهان و خليفگان و اميران خاندان بويه او را بسيار بزرگ مىداشتند ، و به همان چشمى به دو مىنگريستند كه به پدر و عمو و جدش مىنگريستند . تنها يك پسر به نام على داشت كه در زندگى خود او فوت كرد ، لذا بدون فرزند در سال 449 ه در گذشت ، و با در گذشت او خاندان شريف رضى به پايان رسيد . « 1 » اگر چه خاندان جسمانى سيد رضى با مرگ فرزندش به پايان آمد ، ليكن با آثار او ، و بخصوص با تأليف نهج البلاغه ، زندگى جاويدانى براى خود كسب كرد .

--> ( 1 ) . دكتر امينى ، الشريف الرضى ، ص 25 .