سيد محمد مهدى جعفرى

27

سيد رضى ( فارسى )

امروز شمشير درخشانى را در نيام خاك گذاشتم ، و قله‌هاى بلند كوههاى متالع و يلملم را دفن كردم ، فضايل تو جهان را فرا گرفت ، و چنان در ژرفاى زمين فرو رفت كه هر شخص آگاهى زمين را به كورى متهم مىكند ، به انديشه چنان بود كه خردمندان به ناچار در هنگام سختيها بى چون و چرا نظرش را مىپذيرفتند ، پادشاهان در برابر دورانديشى و فكر تابانش آسوده مىخفتند ، سپيده دمى براى خردهاى خفته بود ، آيا پدرى مانند پدر من بوده است كه زخم دوريش شفا يابد ؟ البته شكاف عميق هرگز بر نمىگردد ، پاك سرشت فرزند پاكان ، و چه كسى از طريق پدرانش به درخت تناور نبوت مىرسد ، جز او ؟ ميان من و تير پيشامدهاى روزگار سپرى نگاهبان بودى ، و اكنون تيرهايشان بى هيچ مانعى بر من فرود مىآيد . ( ديوان 2 - 290 ) مادر : مادر سيّد رضى ، فاطمه دختر حسين بن ابى محمد الحسن الاطروش بن على بن حسن بن على بن عمر بن الامام على بن ابى طالب عليه السّلام ، يا به گفتهء ديگر : فاطمه دختر الناصر الصغير ابى محمد حسن بن احمد ابى الحسين ، فرمانده سپاه پدرش ، الناصر الكبير ابى محمد حسين بن على بن حسين بن على بن عمر بن على امام زين العابدين بن الحسين الشهيد عليهما السلام است . به هر حال خاندان اين زن از پادشاهان زيدى طبرستان‌اند . زنى دانشمند و فاضله و با فضيلت و تقوا بوده است ، و دوستدار علم و مورد احترام دانشمندان و فقيهان ، و بذل و بخشش فراوانى نسبت بدانان مىكرده است . شيخ مفيد كتابى به نام او تحت عنوان احكام النساء تأليف كرده است ، و در ديباچهء كتاب مىگويد : « چون از آثار سيدهء جليلهء فاضله ، ادام اللّه اعزازها ، آگاه شدم كه خواستار احكامى است مخصوص به زنان كه