سيد محمد مهدى جعفرى

28

سيد رضى ( فارسى )

به طور خلاصه در يك كتاب جمع شده باشد ، از خداى متعال استخاره كرده به املاى اين مختصر دست يازيدم . . . » « 1 » از جزئيات زندگى اين بانوى بزرگ اطلاع زيادى در دست نيست . آنچه مشهور است و نخستين منبع آن شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد است ، خواب شيخ مفيد است ، وى از « فخار بن معدّ علوى موسوى نقل مىكند كه شيخ مفيد در خواب مىبيند كه گويى فاطمهء زهرا ( س ) بر او كه در مسجد خود در كرخ نشسته بود ، وارد شد ، و دو فرزندش حسن و حسين عليهما السلام در سن كودكى به همراه اويند . به وى سلام كرد و فرمود : به اين دو فقه بياموز . با شگفتى از خواب بيدار شد . بامداد همان روز ، همچنان كه در محل درس خود نشسته بود ديد كه فاطمه دختر ناصر وارد مسجد شد ، كنيزكانش پيرامون او ، و دو پسرش محمد رضى و على مرتضى هم كه كودك بودند پيشاپيش او . شيخ جلوى او برخاست و سلام كرد . فاطمه گفت : شيخ ، اين دو ، فرزندم هستند ، آنان را به حضورت آورده‌ام تا بدانان فقه بياموزى . ابو عبد اللّه گريست و داستان خواب خود را برايش بازگو كرد ، و تعليم فقه بر آن دو را بر عهده گرفت ، خدا نيز نعمت خود را بهرهء آنان گردانيد ، و درهاى علوم و فضايل را تا آنجا بر رويشان گشود كه در سراسر جهان مشهور شدند . » « 2 » اين بانوى بزرگوار در سال 385 ه زندگى را بدرود گفت ، و سيد رضى قصيده‌اى در 68 بيت در رثاى او دارد كه برخى از ابيات آن در زير ترجمه مىشود : ابكيك لو نقع الغليل بكائي * و أقول لو ذهب المقال بدائي بر تو مىگريم باشد كه اشك چشم داغ تشنگى را فرو نشاند ، و در اندوه دوريت مىگويم بدان اميد كه گفتار درد هجران را از ميان بر دارد . به صبرى جميل پناه مىجويم در برابر مصيبتم ، شايد با صبر جميل تسليت يابم .

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 41 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 41 .