سيد محمد مهدى جعفرى
26
سيد رضى ( فارسى )
خطوط كلى عظمت و جلال را منصفانه ميان خود تقسيم كردهاند . « 1 » جلال الدين سيوطى ( ف 910 ه ) كه عليه شيعه تعصبى خاص دارد در بارهء ابو احمد مىگويد : شريف ابو احمد سيدى بسيار بزرگوار و مطاع ، و شكوه او در نهايت خود بود ، و در نزد بهاء الدوله منزلتى بسيار و الا داشت ، و به طاهر الاوحدى ، و ذو المناقب ملقب كرد ، و خصلتهاى نيكو داشت ، جز اين كه خود و فرزندانش رافضى و به مذهب آنان بودند . « 2 » سيّد رضى 33 قصيده در مدح پدرش گفته است ، قصيدهاى در ده سالگى ، پيش از دستگيرى و مصادرهء اموالش ، قصيدهاى در پاسخ عضد الدوله و ابن مطهر در مجلس ابن مطهر به هنگام دستگيريش ، و ديگر قصايد از همان سال به بعد است ، كه بررسى آن قصايد هم روحيه و عقايد او را در بارهء پدر و اجداد و خاندانش نشان مىدهد ، و هم تاريخ گويايى از آن روزگار است كه در فصل ميراث ادبى و هنر شاعرى به تجزيه و تحليل برخى از ابيات او خواهيم پرداخت . در اينجا چند بيت از قصيدهء بلندى كه سيد رضى در 89 بيت در رثاى پدر سروده است بيان مىشود : و سمتك حالية الربيع المرهم * و سقتك ساقية الغمام المرزم درختان پر برگ و سر سبز بهار آن بر تو سايه افكندند ، و باران ابر تندردار خاكت را سيراب كرد ، اشك خود را از تر كردن گريبانم باز مىدارم ، و امروز چيزى را برايش آشكار مىكنم كه نمىدانسته است ، با جامهاى پاك و بى هيچ آلودگى رفت ، و با سرشتى پاك و بى هيچ عيب و عارى در گذشت ،
--> ( 1 ) . على دوانى ، سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ، ص 22 و 23 . ( 2 ) . حسن المحاضرة في تاريخ مصر و القاهرة ، به گفتهء دكتر محمد هادى امينى ، الشريف الرضى ، ص 18 .