سيد محمد مهدى جعفرى

14

سيد رضى ( فارسى )

مىرود . آنان با استفاده از تجربه‌هاى شكست خوردهء زيد بن على و ديگران ، از انديشهء نژاد پرستانه و ضد ايرانى امويان ، به نفع خود سود جستند ، و دامنهء دعوت و تبليغات خود را به خراسان كشانيدند . پس از جلب و جذب شمار بسيارى از مردم خراسان ، شعار اصلى را كه دعوت براى آل عباس بود آشكار كردند ، همهء مخالفان را بوسيلهء ابو مسلم ، با ناجوانمردى و فريب ، از ميان برداشتند . ابو مسلم در مرو عليه كارگزاران بنى اميه قيام كرد ، و در نخستين گام پيروز شد ، و با سپاهى گران راهى غرب شد ، و سرانجام بنى عباس با چند نبرد و رويارويى سخت ، بنى اميه را از صفحهء روزگار زدودند و خود بر اريكهء قدرت و سلطنت تكيه زدند . از آنجا كه نيروى اصلى و عمدهء آنان در اين پيروزى ايرانيان بودند ، بنى عباس ، ساختار حكومت را از شاهنشاهى ساسانى گرفتند ، در آغاز كار و تا مدت يك سده ، نژاد ايرانى را بر تازى برتر مىدانستند ، و اگر چه همهء عوامل به قدرت رسيدنشان و مديران و گردانندگان حكومت ، مانند ابو مسلم و خاندان برمكى ، را با غدر و پيمان شكنى و فريب ، از ميان برداشتند ، اما چاره‌اى جز اتكاى به ايرانيان نداشتند ، و فرهنگ حاكم بر آنان ، تا همان سدهء نخست ، فرهنگ شيعى بود ، اگر چه امامان شيعه را - كه بعضا خود نيز به عنوان امام بدانان معتقد بودند - محدود و زندانى مىكردند ، و سرانجام به شهادت مىرسانيدند . همين حاكميت فرهنگ شيعى ، و غلبهء عنصر ايرانى بر دستگاه مديريت كشور ، باعث شد كه راهى بر خلاف بنى اميه ، در اعتقادات و ترويج علم و وارد كردن فرهنگهاى ديگر در پيش گيرند . مأمون با تأسيس دار الحكمة فرهنگهاى ملل گوناگون را به بغداد آورد و زمينهء شكوفايى دانش و معرفت را فراهم ساخت ، و بويژه با تشكيل شدن جلسات بحث و مناظرهء امام على بن موسى الرضا ( ع ) ، امام هشتم شيعيان ، با ارباب اديان و فلسفه‌ها و عقايد مختلف زمان ، نه تنها محيطى آزاد و علمى براى