محمد قنبرى
95
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
چه اينكه ميان عقل و دين تباينى نيست و مىتوان محتواى دين را در ترازوى عقل به سنجشگرى گذاشت . حديث ، سخن معصوم و پيراسته از ناسره و گزاف بوده ، در معيار عقل برترين عيار را دارد . آرى ، آن تقابل عرضى كه گفته شد ، نتيجه كاركرد ذهن آن دسته از حديثنگاران است كه براساس قشرى گوى خود ، همشأن عقل را از او ستاندهاند و هم از ارزش حديث به شدت كاستهاند . منزلت حديث از نگاه شيعه مىدانيم كه حديث به عنوان سخن عترت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در كنار قرآن ، مبين آن بوده ، به عنوان دومين منبع شناخت دين ، در ابعاد گوناگون آن است . اما عقل ، هم به عنوان ابزار فهم و قرآن و حديث و هم به عنوان منبع سوم شناخت ، علاوه بر قرآن و حديث ، يك رشته آگاهىها را در اختيار مجتهدان و پژوهشگران قرار مىدهد . پس ، روى آورى به حديث ، نبايد به هيچ رو به مفهوم روگردانى از عقل به حساب آيد . بلكه منابع سه گانهاى كه نام برده شد ، علاوه بر منبع چهارمى به نام اجماع ، از ديدگاه اصوليان ، به صورت عرضى و در مجموع منابع استنباط و فقاهت به شمار رفتهاند . با اينكه كلينى آثار علمى متعدد داشته و طبق برخى گزارشها رقم آنها به ده كتاب مىرسيده است ، « 1 » ليكن جز موسوعه بزرگ و با ارزش كافى ، كتابهاى ديگر ، اكنون در دست ما نيست . دربارهء كافى نيز تك نگارىها و پژوهشهاى بسيار ارزشمندى انجام گرفته است . بنابر اين در اينجا ، قصد دوباره كارى نداشته ، تنها به بيان چند نكته تقريباً بديع دربارهء كافى مىپردازيم : عقلگرايى در كافى جاى جاى كافى ، نشان از خردگرايى مؤلف فرهيخته و انديشهورز آن دارد . اين ويژگى كه موضوع اين پژوهش است ، چندان برجسته است كه جاى انكار ندارد و ما
--> ( 1 ) . الكلينى والكافى ، ص 214 - 217 .